مقایسه اثربخشی دو درمان گروهی شناختی- رفتاری و معنا درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و افزایش امید به زندگی در سندرم آشیانه خالی

نویسندگان

1 استاد روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار روان شناسی دانشگاه فرهنگیان مازندران

3 استادیار گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور تهران

4 مربی گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور تهران

doi
10.22054/qccpc.2017.7359
چکیده

هـدف از پژوهش حاضر مقایسه اثـربخـشی دو درمان گروهـی شنـاختـی ــ رفتـاری و معنا درمانی به شیوه‌ی گروهی بـر کاهـش افسـردگی و افـزایـش امیـدواری در سندرم آشیانه خالی شهـرستان  قروه است. جامعه آماری را کلیه مردان و زنان شهرستان قروه که فرزندانشان آنها را ترک نموده اند و از آنها جدا شده اند را شامل می‌شود. حجـم نمـونـه 36 نـفـر با استفـاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخـاب شـد. سپس افراد بطور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) تقسیم شدند، یک گروه آزمایش 10 جلسه معنا‌درمانی به شیوه‌ی گروهی را دریافت کردند، گروه دوم آزمایش 13جلسه روان‌درمانی رفتاری شناختی را دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله‌ای را دریافت نکردند. سپس به منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنـامۀ افسـردگی بک BDI- IIو پرسشنـامۀ امیـد به زندگی اشنـایدر و همکاران استفـاده شـد. این پـژوهـش نیمه آزمایـشی از نوع پیـش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل است.  جهت تحلیل داده‌ها از آمار توصیـفی و آمار استنبـاطی(آزمون تحلیل کوواریانس) استفـاده شـد. یافته‌های به دست آمده نشان داد که درمان شناختی – رفتاری در کاهش افسردگی موثرتر است، و معنا درمانی در افزایش امید به زندگی تاثیر بیشتری دارد. نتیجه‌گیری می‌شودکه هر دو درمان شناختی- رفتاری و معنادرمانی در کاهش افسردگی و افزایش امید به زندگی در سندرم آشیانه خالی موثر هستند.