هماهنگی آگاهانه هویت در تمدن نوین اسلامی با بهره گرفتن از تناسب موقعیت
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات، دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
doi
10.22070/nic.2024.17801.1247چکیده
مسئلهی هویت ازجمله مسائل پیش روی تحقق تمدن نوین اسلامی است. با تأمل در نسبت میان تمدن نوین اسلامی و هویت، پرسش اصلی این پژوهش را به این شکل سامان داد که چه زمانی میتوان انتظار دستیابی به هماهنگی آگاهانه هویت را داشت؟ نگارندگان این پژوهش بر روی مفهوم موقعیت تمرکز نموده و تناسب موقعیت را بهعنوان فرضیه پژوهش در نظر گرفته و در فرایند یافتن پاسخ به پرسش طرحشده در چارچوب رویکرد برساختی و با استفاده از نظریه گفتگوی هویت، ابتدا هویت را بهعنوان یک مفهوم چندوجهی پویای غیرقابل تقسیم که در دل یک اجتماع تمدنی ساخته میشود تعریف نمودند؛ موقعیت را نیز یک بستر زمینهای تعریف نمودند که تجلی وجوه هویتی در آن ممکن شده و در جهتدهی فرایندهای فهم افراد و مفاهمه میان مردمان دارای اهمیت است و تناسب یا عدم تناسب موقعیت نیز در نسبت با تجلیات وجوه هویتی معنا مییابد. در ادامه با استفاده از نظریه همروی بهعنوان روش پژوهش، دست به شرح مثالی پرسش از هویت و نسبت آن با موقعیت زده و مطابق با فرضیه بیانشده به این نتیجه رسیدند که هماهنگی آگاهانه هویت آنگاه امکانپذیر است که تناسب موقعیت رخداده و نیز امکان توسعه گفتگو و دستیابی به هویت تکمیلشده به دست آید. پذیرش جهان اسلام بهعنوان موقعیت میتواند مفهوم امت را در جایگاه هویت تمدنی و ثمره هماهنگی آگاهانه هویت طرح نماید.