جریان اصلی کتب تاریخنگاری معاصر غرب بر اساس نسبت آن با تاریخنگاری دینی و سکولار
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق دانشکدة مطالعات فرهنگی اجتماعی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.
doi
10.22070/nic.2023.17702.1238چکیده
تمدنها مبتنی بر پایههای فکری و فهمهای مشترک شکل میگیرند. ایرانیان برای آنکه بتوانند به سمت تمدن نوین اسلامی خود حرکت کنند باید بتوانند در فهم معنای تاریخ به وحدت برسند. یکی از مهمترین پایههای معنای تاریخ، روایتِ تاریخِ تمدن بشر است. ادیان ابراهیمی در کتب مقدس و تاریخی خویش، تاریخ را بر اساس هبوط حضرت آدم و حوا و بعثت پیامبران روایت مینمودند؛ جهان غرب نیز در طول قرونوسطی ذیل همین سنتِ تاریخنگاری قرار داشت اما بهتدریج روایتِ دیگری از تاریخ به وجود آمد که رویکردی سکولار داشت. در این روایت، آغاز تمدن (با الهام از داروینیسم) از وضعیت توحش – حیوانی آغاز میگردد و تاریخ بر اساس تحول ابزار در سیری خطی روایت میگردد. این دو رویکرد در غرب، مدتی با هم در حال منازعه بودند. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که پسازاین تحولات، «جریان اصلی تاریخنگاری در غرب معاصر چیست؟» هدف پژوهش، فهم جریان اصلی تاریخ نگاری تمدن بشر در غرب معاصر است. مقالة حاضر گزارشی است از پژوهشی تفصیلی، در این تحقیق برای فهم جریان اصلی کتب تاریخنگاری، چند شاخص مهم از سوی کارشناسان ارائه شد. محتوای موضوعاتی که شاخص معرفی نموده بود تحلیل مضمونی شد و سرانجام تحلیل بهدستآمده گزارش شد. یافتههای پژوهش اینکه، جریان اصلیِ کتب تاریخنگاری معاصر غربی، تاریخنگاری سکولار و ادغامشده با داروینیسم است و روایت دینی از تاریخ مبتنی بر تاریخ انبیاء در آن جایی ندارد