نقد انگارۀ اسلام رحمانی بهمثابهی چالش فقه تمدنی با تأکید بر آرای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (ع)، سطح چهار فقه و اصول، پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (علیه السلام)، قم، جمهوری اسلامی ایران.
2 دانشیار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع)، دکتری علوم سیاسی، پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(علیه السلام)، قم، جمهوری اسلامی ایران.
3 دانشیار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (ع)، سطح چهار کلام اسلامی، پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (علیه السلام)، قم،جمهوری اسلامی ایران.
doi
10.22070/nic.2023.16018.1179چکیده
پیشینهی انگارۀ اسلام رحمانی به دو دههی گذشته بازمیگردد؛ ضرورت بحث از این انگاره ازآنرو است که این انگاره نگرشی تکبعدی و گزینشی از اسلام ارائه میدهد بهگونهای که اسلام را از درونمایههای اصیل آن چون جهاد، امربهمعروف و نهی از منکر و... تهی میسازد؛ از سوی دیگر، فقه تمدنی، رویکردی کلان به همهی ابواب فقه است که مجموعهی احکام اسلامی را در بُعد تمدنی در برمیگیرد؛ فقه تمدنی، از فقه حکومتی و فقه نظام سازی جدا نیست بلکه اگر بتوان برای فقه حکومتی نامی دیگر برگزید، قطعاً فقه تمدنی و فقه نظام سازی خواهد بود. پرسش اصلی در این مقاله آن است که نقد انگارۀ اسلام رحمانی بهمثابهی چالش فقه تمدنی با تأکید بر آرای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) چیست؟ این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی- استدلالی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای به بررسی و واکاوی چالشهای اسلام رحمانی نسبت به فقه تمدنی میپردازد. یافتهی مقاله آن است که فقه تمدنی، فقهی جامع و کلان نگر است و هنگام صدور قانون و احکام شرعی، ابعاد کلان اجتماعی، فرهنگی، سیاسی را ملاک نظر قرار میدهد. همچنین ولایت رکن فقه تمدنی اسلام است و وحدت، راهکار مقابله با اسلام آمریکایی و یا به تعبیر امروزی اسلام رحمانی است که برای حفظ کیان اسلام، امری اساسی است.