جایگاه حلقه‌های میانی در حکمرانی تشکیلاتی و نقش آن در تمدن‌سازی، با نگاهی به مقوله تحزب

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، جمهوری اسلامی ایران

2 دانشجوی دکتری انقلاب اسلامی دانشگاه تهران، جمهوری اسلامی ایران

doi
10.22070/nic.2022.15582.1158
چکیده

در نظام ولایی که پرچمدار گفتمان مردم­سالاری دینی است، مردم هم علت موجده­ انقلاب و نظام برآمده از آن و هم علت مبقیه­ی آن دو هستند و حاکمیت اساساً بدون مردم معنا و موضوعیتی ندارد و مردم به مثابه ولی­نعمت، نمی­توانند هیچ نسبتی با شئون حاکمیتی، مدیریتی، جامعه­پردازی و بالتبع آرمان بزرگشان که ساخت تمدن نوین اسلامی است، نداشته باشند. این نوشتار با روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ به این مساله­ است که با چه سازوکار و الگویی می­توان گسست ها و خلأهای میان مردم و حاکمیت را پر کرد و زنجیره­ی حاکمیت و مردم را در تمام سطوح آن اعم از توده­ای و نخبگانی به هم متصل کرد، به طرزی که انسجام اجتماعی و حرکت عمومی که لازمه­ی قطعی تمدن­سازی است، به بهترین شکل خود محقق گردد؟ این الگو که از آن به جریان حلقه­های میانی تعبیر می­شود، می­تواند در یک فرایندی کارشناسی شده، از تمهید زیرساخت‌ها گرفته تا آموزش و کادرسازی در سطوح خرد و میانی و کلان ظرفیت‌های مردمی مخصوصاً نسل جوان را به کار گیرد و حلقه­ی وصل توده­های مردم و حاکمیت باشد. مفهوم حلقه­های میانی در یک سامانه­ی مفهومی جانمایی می­شود و لذا باید شبکه مفهومی آن کشف و صورت­بندی شود. در همین چهارچوب، با رویکردی آسیب شناسانه، مقوله تحزب و ظرفیت‌های آن به‌مثابه‌ی یکی از مصادیق حلقه­های میانی مطرح‌شده است.