بررسی و نقد اندیشه تمدنی سید قطب

نویسندگان

1 استادیار علوم قرآن و حدیث، دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر (عج) رفسنجان، کرمان، جمهوری اسلامی ایران.

2 استادیار الهیات و معارف اسلامی، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، جمهوری اسلامی ایران

doi
10.22070/nic.2022.14752.1109
چکیده

ایده­ی سید قطب (1906-1966) برای ایجاد جامعه یا تمدن اسلامی با چالش‌هایی همراه است که چیستی آن‌ها، مسئله‌ی این پژوهش را شکل می‌دهد. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه‌ی اسنادی است و اطلاعات با روش «توصیف و تحلیل» موردبررسی و نقد قرارگرفته‌اند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، اندیشه‌ی تمدنی سید قطب مبتنی بر دو رکن: 1)تقسیم جوامع به اسلامی و جاهلی و انکار وجود جامعه­ی اسلامی بالفعل 2) توسعه‌ی مفهوم توحید به توحید در حاکمیت و تطبیق شریعت است. بر این اساس، او معتقد است تعالی معنوی برای ایجاد جامعه­ی اسلامی کفایت می­کند و ضرورتی برای پیشرفت­های مادی وجود ندارد. اما این دیدگاه‌ با چالش‌های جدی مواجه است. ازجمله: اولاً: جاهلی و غیرمتمدن نامیدن تمام جوامع موجود، خلاف انصاف و حقایق تاریخی است و موجب برخورد و درگیری جوامع با یکدیگر می­شود. ثانیاً: مشروط نمودن توحید به تطبیق شریعت، خلاف آموزه­های پیامبر(ص) و امری بی­سابقه در سنت اسلامی است که سرانجام آن نیز چیزی جز تکفیر و جنگ با تمام مسلمانان و غیرمسلمانان نخواهد بود. ثالثاً: انکار ضرورت پیشرفت­های مادی برای جامعه­ی اسلامی نیز ناشی از تفکر دوگانه­ی او نسبت به تمدن غرب است که از یک سو، به تمدن غرب می­تازد و از سوی دیگر اخذ بی­ضابطه علوم تجربی غربی را مجاز می­داند.