بررسی ارتباط برخی صفات کمی و کیفی مؤثر بر عملکرد کنجد تحت تأثیر نیتروژن، پتاسیم و تنش خشکی

نویسندگان

1 رشته زراعت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، دامغان، ایران

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، گروه زراعت و اصلاح نباتات، تخصص: فیزیولوژی گیاهان زراعی

3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، گروه زراعت و اصلاح نباتات، تخصص: فیزیولوژی گیاهان زراعی

4 دانشکده کشاورزی شاهد، تخصص: فیزیولوژی گیاهان زراعی

5 دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، گروه زراعت و اصلاح نباتات، تخصص: فیزیولوژی گیاهان زراعی

doi
چکیده

چکیده به منظور مطالعه ارتباط صفات کمی و کیفی مؤثر بر عملکرد دانه کنجد در تیمارهای تغذیه­ای با کودهای شیمیایی، زیستی و نانو و تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل رژیم­های آبیاری به صورت قطع آبیاری در مراحل مختلف رشدی براساس معیار BCH، آبیاری کامل و قطع آبیاری در BBCH 75 و 65، سه نوع کود نیتروژنه شامل نیتروکسین، اوره و ترکیب نیتروکسین با 50 درصد اوره و چهار ترکیب کود پتاسیم به صورت عدم کوددهی به عنوان شاهد، محلول­پاشی و کاربرد خاکی نانو کلات پتاسیم (به ترتیب 2 در هزار و 2 کیلوگرم در هکتار) و دی اکسید پتاسیم به میزان 2 لیتر در هکتار بودند. بیشترین عملکرد دانه در آبیاری تا50 درصد دانه­بندی در عدم محلول­پاشی پتاسیم و استفاده کود زیستی نیتروکسین با میانگین 5/1340 کیلوگرم در هکتار به دست آمد که باعث افزایش حدود 35 درصدی در مقایسه با تیمار شاهد گردید. عملکرد دانه با صفات قطر ساقه، وزن خشک بوته، تعداد کپسول، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه و درصد و عملکرد روغن همبستگی مثبت و معنی­داری داشت. بین صفات مورفولوژیک و عملکردی همبستگی قابل توجه و معنی­دار وجود نداشت. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که حداکثر اختلاف عملکرد دانه را می­توان به تعداد کل کپسول، وزن هزار دانه، تعداد دانه در کپسول، عملکرد روغن و درصد روغن  نسبت داد که 1/99 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه می­کردند. محلول­پاشی نانو کلات پتاسیم در شرایط قطع آبیاری در 50 درصد دانه­بندی (معادل BBCH 75) و استفاده از کود زیستی نیتروکسین بالاترین عملکرد دانه در شرایط کشت دوم بعد از گندم را داشت و قابل استفاده برای اقلیم­های خشک و نیمه‌خشک می­باشد.