انگاره ناکارآمدیِ آیات الاحکامِ غیرعبادی در بوته نقد
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه علوم و معارف قرآن- قم
2 دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
3 دانشگاه علوم و معارف قرآن
doi
10.22054/rjqk.2020.40814.1885چکیده
کارآمدی یا ناکارآمدی احکام غیرعبادی قرآن از مسائل مهمی است که- در عصر حاضر- از زوایای گوناگون مورد کنکاش و مداقه قرار گرفته است. نظریه نسخ عقلی، یکی از این نظریات است که با باور به ناکارآمدی احکام مزبور در عصر حاضر، جاودانگی قرآن را نشانه میرود و به جایگزینی این احکام بوسیله احکام برگرفته از عقل قطعی یا ظنی یا سیره عقلاء حکم می دهد. تقسیمبندیهای دوگانه احکام- به عنوان یکی از مبانی نظریه مزبور- در پی اثبات انگاره ناکارآمدی آیات الاحکام است. از این رو، در جستار پیش رو با روشی توصیفی- تحلیلی اعتبارسنجی شده است، نتیجه آنکه این تقسیمبندیها با اشکالات مهمی مواجه است که مهمترین آنها را می-توان در عناوینِ "عدم اتقان"، "ابهام تعریفی"، "ابهام تحدیدی" و "وجود تناقضات کمّی و کیفی در اصل و فروع فرضیه مزبور" عنوان کرد؛ اشکالاتی که مخالفت ادله درونمتنی فراوان را نیز باید به آن بیافزاییم تا بی اعتباری نظریه مزبور آشکارتر شود. بسیاری از احکام غیرعبادی قرآنی مزیتهایی نسبت به قوانین مشابه دارند که کارآمدی و منسوخ نشدن آن را نشان میدهد و برخی از آنها نیز در حوزه نسخ تمهیدی قرار دارد و اساسا مسئله کارآمدی یا ناکارآمدی- که با جاودانگی ارتباط دارد- درباره آن مطرح نیست.