بررسی گرایش دختران دانشجو به حجاب و بدحجابی

نویسندگان

1 دانشگاه باقرالعلوم

2 دانشگاه باقرالعلوم

doi
10.22059/jisr.2012.36559
چکیده

وضعیت پوشش زن ایرانی پس از دوره مشروطه یعنی همزمان با دوران برخورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی‌ـ دوران تجدد ـ، دستخوش تغییر و در برخی موارد تحول شده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به ارزش‌های اصیل اسلامی و ریشه­های فرهنگ ایرانی، احیا و اشاعه فرهنگ حجاب و عفاف مجددا در دستورکار سیاست‌گذاران فرهنگی کشور قرار گرفت. به رغم تلاش­های گوناگون، همچنان نگرانی­هایی در این خصوص مطرح است و جریان­های مختلف پیشنهادهای گوناگونی را برای گسترش حجاب و مقابله با مظاهر بدحجابی ارائه می­کنند. متولیان فرهنگی در مراکز آموزشی و دانشگاهی به گسترش فرهنگ حجاب همت گمارده‌اند و برنامه­هایی نیز در این خصوص اجرا کرده­اند. در مقاله حاضر با استفاده از روش گروه کانونی، موضوع گرایش دختران به انتخاب پوشش کامل و یا روی‌گردانی از آن، بررسی و تحلیل شده است. جمعیت و نمونه آماری این تحقیق را دختران دانشجو تشکیل می­دهند. یافته­های تحقیق نشان­گر سطح پایین آگاهی دانشجویان و نیز  ضعف استدلال عقلی و علمی آنان در انتخاب یا انکار حجاب است. به این معنا که بیشتر شرکت­کنندگان در جلسات بحث، در تأیید حجاب یا مخالفت با آن با اتخاذ مواضع احساسی، نظر خود را در باب گرایش یا عدم گرایش خویش به حجاب بیان می­کردند.