الزامات و اقتضائاتِ نظریهپردازیِ میانرشتهای
نویسندگان
1 استاد اندیشه سیاسی، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22035/isih.2026.5677.5250چکیده
نظریهپردازی در حوزههای میانرشتهای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریهپردازیِ رشتهای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمۀ هرگونه نظریهپردازی است، نظریهپردازیِ میانرشتهای به برخی زمینهها، شرایط و ویژگیهای دیگری نیز نیاز دارد. مسئلۀ این مقاله تبیین این ویژگیها و شرایط بهعنوان الزامات و اقتضائات نظریهپردازیِ میانرشتهای است. پرسش اصلی این است که نظریهپردازیِ میانرشتهای در حوزۀ علوم انسانی و اجتماعی، بهغیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دستهبندی و ارائه کرده است که عبارتاند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روشها و منشهای نهادینهشده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیتها و مهارتهای ذهنی، زبانی، و اندیشهورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگیهای شخصیتی و روانشناختیِ نظریهپرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیتها، تواناییها و ویژگیهای لازم برای نظریهپردازیِ میانرشتهای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدلسازی استفاده شده است.