آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی
نویسندگان
1 کارشناسیارشد تاریخ پزشکی، گروه تاریخ پزشکی، دانشکده طب ایرانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
2 استادیار اخلاق و تاریخ پزشکی، گروه اخلاق پزشکی و تاریخ پزشکی، مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
doi
10.22035/isih.2026.5603.5198چکیده
پژوهشهای دانشگاهی معاصر بهطور فزایندهای با مسائل پیچیدهای مواجهاند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر میروند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میانرشتگی و فرارشتگی بهطور گسترده بررسی شدهاند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهامهایی همراه است. بهویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میانرشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر بهصورت نظاممند و مقایسهای مورد توجه قرار گرفتهاند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشنسازی تفاوتها، ظرفیتها و محدودیتهای این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظاممند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزههای چندرشتگی، میانرشتگی و فرارشتگی است که بهصورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شدهاند. دادهها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که هیبرید بیانگر تعاملهای بینابینی، پویا و غالباً ناپایدار میانرشتههاست که امکان گفتوگو و همنشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم میکند، درحالیکه آمالگام به اشکال عمیقتر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگیهای نوظهور اشاره دارد. مناسک میانرشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکلگیری هویت جمعی پژوهشی ایفا میکند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساساً به چارچوبهای چندرشتگی، میانرشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آنها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان میدهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام میتواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهشهای تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژههای میانرشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. درعینحال، وابستگی این مفاهیم به زمینههای نهادی و معرفتی، از محدودیتهای پژوهش حاضر محسوب میشود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته میسازد.