تبیین و دستهبندی جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میانرشتهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 استادیار معماری، گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
3 استادیار معماری، گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
10.22035/isih.2026.5418.5077چکیده
در مطالعات میانرشتهای با محوریت موضوع معاصرسازی یک مدل جامع که معرف تمام ابعاد وجودی آن باشد، وجود ندارد. از این جهت مقاله قصد دارد جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میانرشتهای را تبیین و دستهبندی کند؛ ظرفیت رشتههای علمی (توانمندی یا ضعف) در میزان درکِ فرایند معاصرسازی و تطبیق با آن را بسنجد؛ و تأثیر یکپارچهسازی دانشهای مختلف (با رویکرد میانرشتهای) بر میزان فهم معاصرسازی را مورد واکاوی قرار دهد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیل محتوا (روش استدلال استقرایی) با رویکرد مرور نظاممند است که تحلیل محتوای کمی-کیفی منابع فارسی حوزه معاصرسازی را انجام داده است. مطالعات به ترتیب فراوانی در چهار حوزه معماری و شهرسازی، هنر، دین و ادبیات تقسیمبندی شدهاند. هر حوزه دارای زیرمجموعهای است، که به لحاظ محتوایی همگرا با موضوع اصلی پژوهش میباشد. حوزه مطالعاتی معماری و شهرسازی با بیشترین موضوعات محوری، در این زمینه نیز پیشرو میباشد. ارائه مدل جریان معاصرسازی دستاورد دیگر پژوهش میباشد. یافتهها نشان داد که معاصرسازی، فرایندی نامتوازن است. نامتوازن از این جهت که سرعت تطبیق حوزههای دانشی مختلف با تحولات معاصر، متفاوت میباشد؛ و این ناهمزمانی به «ناسازگاری» منجر میشود. اگرچه رشتههای دانشی به صورت منفرد، در فهم جامع فرایند معاصرسازی، ضعیف عمل میکنند؛ اما تعامل میانرشتهای در سه سطح بنیادین، روشی و کاربردی، توانمندی سیستم را افزایش میدهد. حوزههای علمی چهارگانه، به دو شکل اساسی میتوانند در فرایند معاصرسازی مشارکت داشته باشند: نخست، از طریق بازتعریف رابطه دیالکتیکی سنت-مدرنیته در حوزه تخصصی خود؛ دوم، با ایفای نقش مترجم فرهنگی که مفاهیم انتزاعی مدرنیته را به زبان قابل درک برای جامعه تبدیل میکنند.