اقتصاد سبز، ضررورت تحقق تمدن اکولوژیک در ایران
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استاد پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22035/isih.2025.5621.5211چکیده
وضعیت نابسامان محیط زیست جهانی، حاکی از بهرهبرداری نامناسب بشر از طبیعت است. هرچند فلسفهٔ آفرینش در تعادل و توازن معنا مییابد و این امر به وضوح در شاخصهای محیطزیستی پیش از مداخلات بشری مشهود است، ورود بشر و تصرفهای او در طبیعت، ناپایداریهایی را رقم زده است. تغییرات اقلیمی، آلودگیهای آب، خاک و هوا، کاهش تنوع زیستی، تغییرات شدید کاربری و تشدید وقایع حدی، همگی ناشی از عدول و عدم تبعیت بشر از قوانین حاکم بر طبیعت هستند. در دهههای اخیر، تلاشهای فراوانی برای حل این معضلات در کشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تأکید بر لزوم بازگشت به اصول و نظام طبیعت، یکی از مهمترین آنها بوده است. اصطلاح «تمدن اکولوژیک» که برای اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط فیچر و در کتاب شرایط بقای انسان مطرح شد، در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای بازگشت انسان به اصول طبیعت تبدیل شده است. کشورهایی همچون چین، با پیشینه تمدنی غنی و دوستدار طبیعت، در تلاشاند تا با احیای سنتهای پیشینیان خود در پاسداشت طبیعت، معضلات و ناترازیهای موجود در محیط زیست کشور را بهبود بخشند. از سوی دیگر، باورهای متقنی وجود دارد که رشد و توسعه لزوماً به تخریب محیط زیست منجر نمیشود. در این نوشتار، تلاشی برای بررسی چگونگی تحقق تمدن اکولوژیک از گذرگاه اقتصاد سبز مطرح شده است. در این راستا، با بررسی گذار از اقتصاد رایج به سمت اقتصاد سبز و مبتنی بر روابط حیاتی میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست، مدلی پیشنهاد شده است که در آن رشد و توسعه با پیشینه تمدنی ایرانیان در پاسداشت طبیعت همسو بوده و ظرفیت مناسبی برای گذار به تمدن اکولوژیک از طریق اقتصاد سبز در ایران فراهم میآورد.