ارزیابی آرای انتقادی ژیلیو نسبت به مشروعیت تفسیر اجتهادی
نویسندگان
1 دانشیار تفسیر و علوم قرآنی جامعة المصطفی العالمیة، قم، ایران
2 گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
3 دکترای تخصصی معارف اسلامی پردیس فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22054/rjqk.2018.32868.1713چکیده
یکی از مباحث دیرین و مهم اندیشهوران قرآنی مسلمان، بحث روشهای تفسیری است. از دیدگاه آنان، اصلیترین روشهای تفسیری سه روش «قرآن به قرآن»، «روایی» و «عقلی» است. «تفسیر اجتهادی» نیز ترکیبی از این سه روش اصلی است. خاورپژوهان معاصر نیز به بحث روشهای تفسیری توجه ویژهای داشتهاند. ژیلیو از جمله همین خاورپژوهان، ضمن تألیف آثار متنوعی در حوزة قرآن، به صورت ویژه به بحث مشروعیت روش تفسیر اجتهادی پرداخته و انتقاداتی را در این باره مطرح کردهاست. انتقادات ژیلیو در چهار محور است: 1ـ شکلگیری تفسیر اجتهادی به اواخر سدة دوم مربوط است. 2ـ در همین زمان، اندیشمندان اسلامی با تفسیر اجتهادی مخالفت کردند. 3ـ روایات با تفسیر اجتهادی مخالفاَند. 4ـ قرآن موافقتی با تفسیر اجتهادی نکردهاست. اما پاسخ اجمالی این انتقادات، به این ترتیب است: 1ـ شکلگیری روش تفسیر اجتهادی، مربوط به سالهای آغازین سدة نخست است. 2ـ مخالفت با این روش تفسیری نیز از همان سدة نخست آغاز شدهاست. 3ـ بسیاری از روایات موافق روش تفسیر اجتهادی هستند. 4ـ آیاتی از قرآن به صراحت موافق این روش تفسیری هستند.