اثربخشی آموزش ابراز وجود و مدیریت استرس بر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار

نویسندگان

1 کارشناسی‌ارشد تاریخ پزشکی، گروه تاریخ پزشکی، دانشکده طب ایرانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

2 استادیار جامعه‌شناسی، گروه مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، تهران، ایران

doi
10.22035/isih.2025.5307.5028
چکیده

در سال‌های اخیر، زنان سرپرست خانوار به‌عنوان یکی از گروه‌های آسیب‌پذیر اجتماعی با چالش‌های روانی و اجتماعی متعددی روبرو هستند که مدیریت استرس و توانایی ابراز وجود، نقش مهمی در ارتقای سلامت روان و بهبود فرایند خانواده آنان ایفا می‌کند. با توجه به پیامدهای منفی ناشی از فشارهای متعدد، فقدان حمایت‌های کافی و تأثیر مستقیم این عوامل بر کیفیت زندگی این گروه، پژوهش‌های مداخله‌ای در زمینه آموزش مهارت‌های روان‌شناختی از ضرورت بالایی برخوردار هستند. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی آموزش هم‌زمان ابراز وجود و مدیریت استرس بر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار است. این پژوهش به صورت نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری را زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان کاشان در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. از این میان ۳۰ زن به‌صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل مقیاس فرایند خانواده، مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس عاطفه مثبت و منفی بود. گروه آزمایش طی ۸ جلسه آموزشی ۹۰ دقیقه‌ای آموزش ترکیبی مهارت ابراز وجود و مدیریت استرس را دریافت کرد. داده‌ها نهایتاً با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد آموزش ترکیبی ابراز وجود و مدیریت استرس موجب بهبود معنادار فرایند خانواده و افزایش بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار شد؛ به‌طوری‌که تفاوت معناداری میان گروه آزمایش و کنترل از نظر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی مشاهده گردید (F=5.87)، (p<0.01). یافته‌های پژوهش بیانگر اثربخشی برنامه آموزشی در ارتقاء سلامت روان و بهبود عملکرد خانواده زنان سرپرست خانوار است. به نظر می‌رسد آموزش هم‌زمان این مهارت‌ها می‌تواند راهکاری مناسب برای کاهش آسیب‌های روانی و افزایش کیفیت زندگی این گروه آسیب‌پذیر باشد. از محدودیت‌های پژوهش می‌توان به حجم نمونه محدود، دسترسی دشوار به گروه هدف و تأثیر شرایط اجتماعی بر پاسخ‌دهی اشاره کرد. توصیه می‌شود مداخلات مشابه در سطح گسترده‌تر و با روش‌های مقایسه‌ای بیشتری اجرا شود تا زمینه حمایت روانی و اجتماعی مطلوب‌تر زنان سرپرست خانوار فراهم گردد.