سیاستگذاری حافظه؛ مسائل، مناقشات و اولویت‌ها

نویسندگان

1 استاد جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22035/isih.2025.5343.5056
چکیده

گفت‌وگو بر سر روایت‌های حافظه‌ای به مؤلفه مهمی برای سیاست، دیپلماسی و نظام فرهنگ و سیاست جهانی تبدیل شده و بخشی از اقتصاد سیاسی و عاطفی دنیای امروز را شکل می‌دهد. چرخش حافظه‌ای همچنین به تناسب توجه به سیاست حافظه را به مثابه سازماندهی خاطره جمعی توسط حاکمیت و کارگزاران سیاسی برجسته کرده است. مقاله حاضر در سنتی بین‌رشته‌ای، پس از ارائه شرحی از استراتژی‌های سیاست حافظه و تشریح مفاهیم و مؤلفه‌های کلیدی مرتبط با این نوع سیاستگذاری (به ویژه در تقویم ملی)، به‌دنبال ارائه مدلی مفهومی از تعامل سطوح و عناصر مختلف دخیل در این فرایند است. بر پایه این مدل رژیم‌های حافظه‌ای و سیاست‌های مرتبط با آن را باید متأثر از سطوح چهار گانه فراملی (حافظه جهانی)، کلان (ناظر به تنگناهای ساختاری و تاریخی)، میانی (تنوعات و شکاف‌های فرهنگی) و خرد (مرتبط با تفسیر و انتخاب‌های کنشگران فردی) دانست که در تلاقی با یکدیگر اولویت‌ها و جهت‌گیری سیاست حافظه را شکل می‌دهند. توازن در توجه به اجزاء فوق تضمین‌دهنده تنش‌های حافظه‌ای کمتر و پویایی و همبستگی‌های قوی‌تر فرهنگی است.