ملاحظاتی نظری از میانرشتگی علم و دیپلماسی؛ الگواره اولیه، اهداف و مسائل آن در قرن بیستویکم
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، تهران، ایران
doi
10.22035/isih.2025.5351.5061چکیده
دیپلماسی اساساً به روابط و تعاملات ارتباطی مرتبط است و این امر از اولین زیستبوم انسان اجتماعی قابل ردیابی است. چالشهای پیچیده در کنار تغییرات بنیادین در ماهیت روابط بینالملل، اقتصاد و تکنولوژی با عاملیت علم و فناوری موجب گسترش نوعی از تعاملات و ارتباطات علمپایه شده که از آن به دیپلماسی علمی یاد میشود. در این مقاله، با درک الگواره و اهمیت دیپلماسی علمی بهعنوان پژوهشی میانرشتهای، تبیینی از رویکرد نظری انجمن سلطنتی بریتانیا و انجمن امریکایی برای پیشرفت علم در قالب سه رکن «علم در دیپلماسی»، «علم برای دیپلماسی» و «دیپلماسی برای علم» با ملاحظاتی نظری ارائه میشود. عدم وضوح ارکان سهگانه، ظهور و افزایش نقش تعداد زیادی از بازیگران ملی و شرکتهای چندملیتی و غولهای فناوری، همچنین توسعه و پیشرفت قابلتوجه و حیاتی در حوزه هوش مصنوعی (AI) خارج از کنترل دولتهای ملی و سازمانهای بینالمللی و موارد مشابه دیگر، اساساً در این رویکرد نظری و سهگانه آن، در نظر گرفته نشدهاند. تبیین دیپلماسی علمی در عصر پیچیده و دارای اختلال در حوزههای گوناگون، در این مقاله نشان میدهد، این رویکرد نظری و رویکردهای مکمل نظری دیگر همچون رویکرد نظری گلوکمن و همکاران، فاقد تبیین جدی در حوزه مأموریتهای ذکر شده و نیازمند اصلاح رویکردی و تبیینی هستند. برای کمک به تبیین هر چه بیشتر ملاحظات نظری دیپلماسی علمی، دلایل و اهداف آن با استناد به مطالعات کتابخانهای با رویکردی توصیفی مورد بررسی قرار میگیرند.