تبیینی نظری از «قدرت نرم آموزش عالی» در نظریههای روابط بینالملل؛ پتانسیلها و کارکردها
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، تهران، ایران
doi
10.22035/isih.2024.5213.4972چکیده
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1990، فهم از قدرت نیز به تدریج تغییر کرد. قدرت نرم با تعدیل تمرکز محدود تحلیل قدرت واقعگرایانه یعنی در اختیار داشتن منابع ملموس خاص برای حفظ و افزایش قدرت ملی با توانایی تغییر رفتار کنشگران، با وارد کردن عنصر متقاعدکنندگی و قدرت جذب یعنی توانایی شکل دادن به خواستههای دیگران بدون کاربرد عنصر زور و اجبار، توسط جوزف نای مطرح شد و از نظر اثربخشی، ماهیت رفتار و مشخص بودن منابع را به وضوح نشان داد. در توضیح نای، قدرت نرم با اینکه در قالب و ترمیم نظریه رئالیستی بهعنوان یک مفهوم تحلیلی طرحبندی شده، اما با دیدگاه و نظریههای لیبرالیستی و سازهانگاری توانایی انطباق و همپوشانی دارد. تلقی آموزش عالی بهعنوان تابعی از قدرت نرم مستلزم بررسی نظری رابطه آن با سایر نظریههای روابط بینالملل است. سؤال اساسی این است که جایگاه قدرت نرم آموزش عالی در نظریههای اصلی روابط بینالملل چیست و چگونه میتوان آن را در قالب نظریههای ناظر به رفتارهای عملگرایانه تبیین کرد. در این مقاله، با تبیین آموزش عالی بهعنوان یک امر فرهنگی و تابعی از قدرت نرم، نسبت آن با نظریههای رئالیسم، لیبرالیسم و سازهانگاری، بهصورت میانرشتهای، با استناد به مطالعات کتابخانهای با رویکردی توصیفیـتحلیلی بررسی میشود. در بررسی هر یک از این نظریهها، روایتها، چارچوبهای مفهومی و نظری در رابطه با نقش قدرت نرم آموزش عالی ارائه میشود تا پتانسیل و کارکرد آن در دستیابی به موضوعاتی همچون توسعه همهجانبه ملی، در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فناوری و اقتصادی، حفظ صلح و پیشگیری از درگیریهای احتمالی تبیین شود. این مقاله با ارائه مبانی نظری و ظرفیت فکری لازم میتواند مقدمات ارائه رویکردهای عملی در موضوع مورد پژوهش را در پژوهشهای آتی فراهم آورد.