جنگ شناختی علیهنظام جمهوریاسلامیایران
نویسندگان
1 استادیار گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استادیار گروه روابط بین الملل دانشگاه تهران
doi
چکیده
جمهوری اسلامی ایران با حفظ ارزش و آرمانهای انقلاب بزرگ و شکوهمند خود طی گذر بیش از چهار دهه از آن همواره به منزلة قدرتی بزرگ برای برخی رقبا قلمداد میگردد و بر همین اساس، تلاش دشمنان بر ایجاد تفرقه، جدایی و جنگ داخلی در این جامعه بوده است. بنابراین پرسش اصلی این است که در عصر امروزی، دشمنان از چه استراتژی و حربههایی در راستای جنگ شناختی علیه نظم جمهوری اسلامی ایران بهره بردهاند. در راستای نیل به پاسخی مناسب به این پرسش، از آنجائی که تحقیق حاضر از حیث موضوعی، توصیفی-تحلیلی می باشد، از روش تحلیل سیستماتیک بهره برده شده است. چنانچه یافتههای این پژوهش دال بر این بوده که طی سالهای اخیر دشمن از دو استراتژی ِنفوذ در قالبهایی چون کاهش تاب آوری جامعة ایرانی، ایجاد تنش روانی در افکار عمومی ایرانیان، افزایش روحیة اعتراض جمعی، احساس محرومیت و اغراق در تبعیضهای اجتماعی، مشروعیت زدایی از انتخابات، شکل دهی به اعتراضات زنان و استراتژی بیثباتسازی در قالبهایی چون تلاش بر مشروعیت زدایی از حکومت، منفعل کردن نخبگان جامعه، اختلال در فعالیتهای اقتصادی و دو یا چند قطبی سازی با بهرهگیری از تکنیکهایی نظیر ِبرچسب زنی، برجستهسازی، تحریک هیجانات و عواطف و اهریمن سازی و ... درصدد تضعیف نظم جمهوری اسلامی برآمده است. در نتیجه به نظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران در راستای حفظ نظم خود در برابر تهاجمات شناختی دشمن میبایست از راهبردهایی نظیر ِتقویت قدرت نرم، تقویت جبهة فکری انقلاب اسلامی، بازساماندهی نظام رسانهای و کوچک نمایی اختلافات و تنوّع نمادین بهره ببرد.