دولت و سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی در ایران معاصر
نویسندگان
1 استادیار تاریخ، گروه مطالعات تاریخی و محیطی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، سازمان سمت، تهران، ایران
doi
10.22035/isih.2024.5139.4914چکیده
بر اساس پژوهشهای متعددی که طی سه دههٔ گذشته در مورد سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی در ایران انجام شده، بین مردم و این سازمانها شکافی قابلتوجه وجود داشته است. این سازمانها هم در اطلاعرسانی به مردم و هم در زمینهٔ فعالیتهای محیطزیستی و افزایش دانش، بینش و مهارت مردم دچار ضعف بودهاند. هر چند که دلایل گوناگونی را برای این امر میتوان در نظر گرفت؛ اما دولت به عنوان عامترین نهاد کشور که گاه از آن با عنوان نهاد نهادها یاد میشود نقش بیبدیلی در کارایی یا عدم کارایی این سازمانها بازی میکند. نحوهٔ نگاه دولت به سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی و شیوهٔ سیاستگذاری در مورد آنها بهویژه در بُعد قانونگذاری میتواند سبب شکوفایی این سازمانها و افزایش بهرهوری آنها گردد و یا در مسیری متضاد پیش رود. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی و با رجوع به قوانین و مقررات مرتبط با سازمانهای مردمنهاد و نیز با بهکارگیری برخی از اسناد برنامهای و گردآوری دادهها از طریق روش کتابخانهای بهدنبال بررسی نحوهٔ مواجههٔ دولت با این سازمانها و نتایج آن است. یافتهها نشان میدهد که دولت ایران به دلیل میل به تمرکزگرایی در قوانین و آییننامههای صادره، ضمن محدود کردن حیطه فعالیت و اقدام سازمانهای مردمنهاد، امکان دخالت دولت در امور آنها و سلب استقلالشان را فراهم آورد. نتیجهٔ دخالت دولت در امور این سازمانها چیزی نبود جز ضعف روز افزون سازمانهای مردم نهاد، پایین آمدن کاراییشان و بیانگیزگی آنها از یکسو و ناتوانی آنها در برقرار ارتباط مؤثر با مردم و ترویج فرهنگ حفاظت از محیطزیست از سویی دیگر.