تحلیل انسانشناختی اسطورة فر و کارکردهای آن در شاهنامة فردوسی و اساطیر ایران
نویسندگان
1 فردوسی مشهد
doi
10.22067/jls.v44i3.12652چکیده
فر در شاهنامه، یکی از مهمترین و پربسامدترین مفاهیم این متن حماسی است. مفهوم مینوی فر با نشانههایی چون هالة نور، توانایی خرق عادت، تسلط بر طبیعت، ارتباط با بخت و شناسههای مادیای چون جانوران و ابزارهای مقدس بر شخصیت فرهمند نمایان میشود. این اسطوره، با شکل گیری اجتماع، مفهوم طبقه و دو نوع مشروعیت فرهمندانه و خونی در ارتباط است و انواعی دارد که مهمترین آن فرّ کیانی است؛ فرّی که مشروعیت شاه را در راستای تفویض حق الهی حکومت به او توجیه میکند و از منظر انسان شناختی، میتوان آن را از جلوههای نیای مقدس بشر یا قهرمان فرهنگی مدنیّت دانست که به شکل گیری الگوی شاه- موبد که در شاهنامه الگویی بنیادین است میانجامد. در این الگو، فرّ کیانی، مستلزم داشتن گوهر نژادی و نمادی از حمایت الهی مشروطی است که در صورت عدم پایبندی به خویشکاری از شاه میگسلد. در این جستار، ضمن بررسی خویشکاریها و کارکردهای فر در شاهنامه، با رویکرد انسان شناختی، علت اهمیت دینی- سیاسی این مفهوم را بررسی و آن را با نمونههای همارز خود در اساطیر ملل چون مانا، کاریزما و توپو مقایسه کردهایم. از منظر روان شناسی تحلیلی، شکلگیری الگوی شاه- موبد بر مبنای شبیه سازی فرد با کهن الگوی مانا و تجسم شخصیت مانایی یا فرهمند و لغزش و گسستن فرّه از او، با نظریات جنون شیدایی، تورم روانی و قانون وحدت روحی توده بررسی شده است.