تبیین نظری بازتابهای ژئوپلیتیکی پروژههای سدسازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/igq.2026.544957.2084چکیده
تحولات معاصر در حوزه منابع آب، بهویژه در حوضههای آبریز فرامرزی، نشان میدهد که پروژههای سدسازی دیگر صرفاً بهعنوان ابزارهایی فنی و توسعهمحور قابل تحلیل نیستند، بلکه به سازوکارهایی ژئوپلیتیکی برای بازتعریف روابط قدرت، هویت و دیپلماسی در سطوح مختلف فضایی تبدیل شدهاند. این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل بازتابهای ژئوپلیتیکی سدسازی در سه سطح هویتی، امنیتی و دیپلماتیک، میکوشد پیوندی نظری و نظاممند میان سیاستهای توسعهمحور دولتها و پیامدهای فراملی آنها برقرار سازد. در این راستا، سه پروژه شاخص سدسازی شامل پروژه گاپ ترکیه در حوضه دجله–فرات، سد النهضه اتیوپی بر نیل آبی و پروژه سدهای زنجیرهای چین در حوضه رود مکونگ، با رویکردی تحلیلی–تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با اتکا بر ژئوپلیتیک انتقادی و هیدروپلیتیک ساختاری، مدلی تلفیقی ارائه میدهد که بر سه مفهوم کلیدی «هویت ژئوپلیتیکی»، «ژئوپلیتیک سیال» و «دیپلماسی واژگون» استوار است. در این مدل، پروژههای سدسازی بهمثابه ورودیهای ساختاری در زمینههایی نظیر تغییرات اقلیمی، فشارهای جمعیتی، حقوق بینالملل آب و رژیمهای منطقهای عمل میکنند و از طریق سازوکارهای هویتی، ژئوپلیتیکی و دیپلماتیک، به بازتابهایی چندسطحی منجر میشوند؛ بهگونهای که در مقیاس خرد به بروز بحرانهای هویتی و اجتماعی، در مقیاس میانه به تشدید تنشهای بیندولتی و در مقیاس کلان به چالشگری نظم حقوقی و نهادی بینالمللی آب میانجامند. یافتههای پژوهش نشان میدهد پروژه گاپ در ترکیه به بازتعریف هویت ملی و تقویت قدرت ساختاری این کشور در برابر همسایگان پاییندست منجر شده است؛ سد النهضه موقعیت تاریخی و هژمونیک مصر در حوضه نیل را به چالش کشیده و الگوی جدیدی از چانهزنی ژئوپلیتیکی را رقم زده است؛ و پروژههای سدسازی چین در مکونگ، با ایجاد وابستگی تدریجی کشورهای پاییندست، نفوذ ژئوپلیتیکی این کشور را در جنوبشرق آسیا تقویت کردهاند. در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد سدسازیهای فرامرزی دارای تأثیراتی چندلایه و فراتر از منطق توسعه هستند و مدل مفهومی پیشنهادی میتواند بهعنوان چارچوبی کارآمد برای تحلیل پروژههای هیدروپلیتیکی در مقیاسهای ملی، منطقهای و بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد.