منازعه ترکیه و اسرائیل در سوریه پسا اسد: از رقابت ژئوپلیتیکی تا برخورد منافع

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی و استاد مدعو دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 استادیار مطالعات منطقه‌ای، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

doi
10.22034/igq.2026.534496.2052
چکیده

چشم‌انداز ژئوپلیتیکی خاورمیانه از منظر تاریخی، بیانگر اتحادهایی موقتی، سیال و معامله‌ای بوده است. واقعیت‌های حاکم بر نظام خاورمیانه غالباً تصویری از اتحادهای تاکتیکی را به نمایش می‌گذارد. بحران سوریه، از آغاز شعله‌ور شدن تا سقوط دولت بشار اسد، آزمونی جامع و روزآمد از ماهیت موقتی و مقطعی اتحادها در خاورمیانه را نشان می‌دهد. اسرائیل و ترکیه که در دوران دولت پیشین به‌ظاهر یک محور منطقه‌ای را برای تضعیف قدرت ایران و سرنگونی رژیم اسد شکل داده بودند، با سقوط رژیم در سال 2024 و به دلیل چشم‌اندازهای استراتژیک، جاه‌طلبی‌های متفاوت، الزامات سیاسی داخلی و محاسبات استراتژیک جدید، به محور تضاد و تقابل تبدیل شدند. هدف این مقاله، نمایش ماهیت تعارض‌آمیز منافع و ترجیحات ترکیه و اسرائیل در پرتو تحولات سوریه پسا اسد و تغییرات شکل‌گرفته در موازنه ژئوپلیتیکی منطقه است. سوال اصلی این است که چه عاملی ترکیه و اسرائیل را به سمت اتخاذ راهبردهای تعارض‌آمیز در سوریه پسا اسد سوق داده است؟ بر اساس فرضیه مطرح‌شده، تلاش ترکیه و اسرائیل برای تغییر موازنه قدرت در منطقه، ناشی از تغییرات ژئوپلیتیکی به‌وجود آمده از سقوط دولت بشار اسد، عامل اصلی در اتخاذ راهبردهای تعارض‌آمیز دو کشور در سوریه بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه، اتخاذ راهبردهای متضادی را از سوی ترکیه و اسرائیل در سوریه به‌وجود آورده است که در دیدگاه‌های متضاد نسبت به ماهیت و شکل نظام سیاسی آینده، برخورد با اقلیت‌های سوری، حضور نظامی و رقابت‌های کریدوری خود را نشان می‌دهد.