الگوی تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران در بحرانهای سیاست خارجی: مطالعه تطبیقی پذیرش قطعنامه 598 و توافق برجام
نویسندگان
1 دانشیار گروه مطالعات ایران و جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسیارشد رشته نظام قدرت جهانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه مطالعات فرامنطقهای و جهانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/igq.2026.572350.2157چکیده
این پژوهش به تحلیل الگوی تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با دو بحران مهم سیاست خارجی، یعنی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و توافق هستهای(برجام)، از طریق مطالعه تطبیقی این دو پرونده میپردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی مراحل و عوامل مؤثر بر فرایند تصمیمگیری نخبگان سیاسی ایران در این دو پرونده است. با استفاده از روش تطبیقی موردی و ردیابی فرایند و بهرهگیری از مبانی نظری ادراکات نخبگان رابرت جرویس تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که الگوی تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران در دو پرونده قطعنامه ۵۹۸ و برجام چگونه شکل گرفته و چه متغیرهایی در تکوین آن نقش تعیینکننده داشتهاند؟ فرضیه پژوهش نیز بدین صورت تدوین شده است که تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و برجام، از الگویی منسجم و تکرارپذیر تبعیت میکند که شامل مراحل مقاومت اولیه، ارزیابی دیرهنگام هزینه - فایده و پذیرش مذاکره در شرایط فشار حداکثری است. این فرایند مبتنی بر تحلیل راهبردی نخبگان سیاسی در مواجهه با تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی است که منجر به عقبنشینی نسبی و در حد اضطرار از مواضع ایدئولوژیک و انتخاب راهبرد دیپلماتیک میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تحریمهای بینالمللی، اجماع بینالمللی و تهدیدات امنیتی، فشارهای اقتصادی و بهتبع آن محدودشدن منابع مالی، کاهش درآمدهای ارزی و اختلال در عملکرد بخشهای اقتصادی، در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و توافق هستهای نقش تعیینکنندهای در تغییر ادراک نخبگان و سوقدادن آنان به بازنگری در موضع اولیه خود داشته است.