راهبرد نظامی- امنیتی امریکا در غرب اسیا در هزاره ی جدید و معمای امنیتی ایران برای مقابله با ان

نویسندگان

1 نویسنده مسئول: دانش آموخته‌ی دکتری تخصصصی علوم سیاسی (مسائل ایران)، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی، واحد ایلام ، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران

3 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

doi
چکیده

یکی از مهمترین موضوعاتی که از منظر مطالعات استراتژیک توجه قاطبه ی تحلیل گران سیستم بین الملل را معطوف به خود نموده، این مسئله است که ایا واقعا ایالات متحده امریکا مخصوصا در دهه ی اخیر از یک بین الملل گرایی فعال لیبرال ، با این ذهنیت که قرار است کاراکتر هژمون را در نظام بین الملل ایفا کند وداع نموده و به سمت رهیافتی دیگر حرکت ( میل نموده) است . بنظر می رسد امریکا در دهه ی سوم قرن بیست و یکم و حتی در دهه های اینده نیز ، نگاه کلاسیک و اجرای قدرت سخت برای تامین منافع خود در حوزه راهبردی غرب اسیا را تا حد زیادی کنار گذاشته و سعی می کند که نیابتی (موازنه سازی)و از طریق بازیگران همسو و متحد برای پیشبرد اهداف و راهبرد خود استفاده نماید. پژوهش فوق از نوع بنیادی و با روش کیفی- تفسیری و رویکرد توصیفی- تحلیلی و از طریق داده های موجود ( کتابخانه ای)،راهبرد نظامی امریکا در غرب اسیا و پیامدهایی که این راهبرد برای ایران بعنوان قدرت منطقه ای و یک بازیگر غیر متوازن و بقول امریکایی ها(دولت یاغی ) دارد را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است . امریکا با تغییر و فرم زمین بازی (ورود به شرق اسیا، اسیا – پاسیفیک) و از طریق بازی نیابتی و سیاست مهار- موازنه در غرب اسیا در صدد تعریف یک نوع استراتژی جدید (انزواگرایی مدرن) در منطقه می باشد.