افغانستانِ پسا طالبان: علت شناسی بحران و راهبرد دولت مطلوب
نویسندگان
1 جامع امام حسین علیه السلام
2 دانشگاه جامع دانشجو
doi
چکیده
شواهد تاریخی و تجربی حاکی از آن است که، روند دولت سازی در کشورهای جهان اسلام و در حال توسعه نه تنها روند مطلوبی را طی نکرده ؛ بلکه با بحران مشروعیت، خشنونتهای قومی و مذهبی، ناکارآمدی، بحران هویت و مداخلات مواجه بوده است (مقدمه). در این مقاله، علت شناسی بحران دولت در افغانستان و راهبرد دولت مطلوب به عنوان هدف مقاله به صورت یک مسئله طرح شده است (هدف). مؤلفههای هویتی به عنوان عامل مهم دولت سازی در افغانستان بوده به دلیل تداوم تضادهای هویتی و اجتماعی به تأخیر افتاده، از سوی دیگر نقش عوامل خارجی نیز به این مسئله دامن زده است. پرسش اصلی مقاله این است که؛ بحران دولتسازی در افغانستان چه عوامل و دلایلی داشته است؟ و راهبرد دولت مطلوب پسا طالبان چیست؟ (سوال) این پژوهش از حیث هدف بنیادی-کاربردی با تکیه بر روش کیفی و از نوع توصیفی- تحلیلی در صدد است تا با ابزار کتابخانهای سؤال یادشده را مورد بازکاوی و بازنمایی قرار دهد (روش). در تبیین چرایی موانع دولتسازی در افغانستان به نظر میرسد روند دولتسازی در افغانستان متأثر از دو سطح ملی و فراملی میباشد که در بعد ملی تضادهای هویتی و اجتماعی و در سطح فراملی مداخلات کشورهای منطقهای و فرامنطقهای مهمترین علل بحران دولت در افغانستان است (یافته). نتایج این پژوهش نشان میدهد که افغانستان برای تشکیل دولت مطلوب نیازمند است تا زمینههای مشارکت تمامی اقوام برای تشکیل دولت فراگیر فارغ از مداخلات خارجی ایجاد شود و دولت فراگیر مردمی با مقبولیت مردمی، منطقهای و بین المللی شکل بگیرد (نتیجه).