تحلیل ساختار روایت اصحاب کهف در قرآن کریم

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علاّمه طباطبائی، تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیّات فارسی دانشگاه علاّمه طباطبائی، تهران

doi
10.22054/rjqk.2016.1975
چکیده

روایت، «عمل زبانی» با هدف انتقال معناست و تحلیل روایت، مطالعة اعمال، زندگی‌ها، سنّت‌ها، کشف شیوه‌های انتقال تجربه است. از اهداف خداوند در قرآن کریم، تربیت و معرّفی الگوست و روایت‌ها و قصص قرآنی، بدون تخیّل، دروغ و مبالغه در خدمت اهداف تربیتی و هدایتی قرآن قرار گرفته‌اند. بنابراین، قرآن از عناصر روایت بهره می‌برد تا هدف تربیتی خود را دنبال کند و بیش از آن، قصّه‌پردازی نمی‌کند. روایت اصحاب کهف از زاویة دیدِ تنها دانای کُلّ مطلق حقیقی بیان می‌شود و از این ‌رو، بی‌نیاز به منبع یا شاهد، از جزئیّات داستان خبر می‌دهد. در معرّفی شخصیّت‌ها، تکیة روایت بیشتر بر نیّات درونی است تا افعال بیرونی و این شخصیّت‌ها (حتّی سگِ آنان) پویا هستند و به خاطر قدم نهادن در راه حق با کمال اختیار، مشمول رحمت و هدایت خداوند شده، به شرافت و حُسنِ انجام می‌رسند. در این فضا، حتّی غار محلّ مأوای آنان تقدّس می‌یابد و به عبادتگاهی مورد تأیید خداوند بدل می‌شود. زمان و مکان در روایت دقیقاً ذکر نشده است و گویی این واقعه، می‌تواند در هر صحنة تقابل توحید و شرک رخ دهد. حتّی زمان در این روایت، حول محور شرایط جامعه به دو عنصر «شرک» و «ایمان» تقسیم می‌گردد. استنتاج از روایت، بدون حاشیه و مقدمّه، به صورت برجسته بیان می‌شود و یکی از مهم‌ترین اهداف خداوند برای آوردن این روایت و سایر روایت‌های قرآنی، استنتاج‌هایی است که در جای‌جای روایت بیان می‌فرماید