فضا و مکان، بنیاد فلسفی علم جغرافیا

نویسندگان

1 استاد جغرافیای سیاسی تربیت ندرس

doi
10.22034/igq.2025.230483
چکیده

1.مقدمه هر رشته و نظام علمی نیازمند تبیین فلسفی است. بدین معنا که باید به چند پرسش بنیادی به شرح زیر پاسخ دهد:ماهیت آن رشته چیست؟ چه چیزی را مطالعه می‌کند؟ به دیگر سخن موضوع مورد مطالعه آن کدام‌ است؟ و تا چه اندازه حقیقی، واقعی و پژوهش‌‌پذیر است؟ اعم از اینکه عینی یا ذهنی و آشکار، پنهان و یا مجازی باشد؟چرا آن رشتۀ علمی باید وجود داشته باشد؟ ضرورت‌های وجودی و هستی‌شناسی آن چیست؟ قلمرو معرفتی آن تا چه حد اختصاصی و منحصر بفرد است؟ و تا چه میزان با رشته‌های علمی دیگر همپوشی داشته و یا درهم‌ تنیده است؟ سطوح اشتراک و افتراق آن با رشته‌های علمی دیگر چیست؟ جستارهای مورد مطالعه آن تا چه اندازه حقیقی و یا اعتباری است؟هدف غایی آن رشته علمی چیست؟ و چه نیازهای شناختی و یا کاربردی از انسان‌ها را برآورده می‌کند؟موضوع رشتۀ علمی چگونه باید مطالعه شود؟ در انجام این کار از چه روش‌شناسی‌های فلسفی و شناختی، و چه روش‌ها و فنون پژوهشی استفاده می‌شود یا می‌توان استفاده کرد؟ اعتبار معرفت‌‌شناختی این روش‌ها چگونه است؟ پاسخ مشروح و منطقی به این پرسش‌ها در واقع تبیین چهار چوب نظری و فلسفه علمی رشته مورد نظر را شکل می‌دهد. از آنجا ‌که علم جغرافیا به عنوان یکی از قلمروهای معرفتی و شناختی بشر از قدیم الایام شناخته می‌شود، تبیین فلسفی آن ضرورت دارد.

کلیدواژه‌ها