سیاستگذاری هوش مصنوعی و اولویت‌های معادله قدرت

نویسندگان

1 استاد ممتاز دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/igq.2025.511096.2023
چکیده

هوش مصنوعی(AI) به‌عنوان پارادایم و کالای قدرت در دهه چهارم قرن ۲۱ ظهور کرده و در حال بازتعریف چشم‌اندازهای اقتصادی و سیاسی جهانی است. سیاستگذاری هوش مصنوعی بر کنش‌های رفتاری، کنترل محیطی، دموکراسی و تولید اقتصادی تأثیر گذاشته و حوزه‌هایی مانند آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و سرمایه‌گذاری را دستخوش تغییر می‌کند. این پژوهش به بررسی سیاستگذاری هوش مصنوعی و سیاست قدرت پرداخته و تأثیرات آن بر اقتصاد، صنعت و کنش‌های اجتماعی را تحلیل می‌کند. فرضیه اصلی بیان می‌کند که حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه دولت‌های قدرتمند، تغییرات دموکراتیک، کنترل افکار عمومی(دیپ‌فیک)، نظارت عمومی، ژئواکونومی بدون سرمایه و کالایی‌سازی نیروی کار انسانی است. با استفاده از رویکرد تخریب سازنده شومپیتر و روش تحلیل تحولات پارادایمیک، این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه هوش مصنوعی موجب تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی راهبردی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهند که هوش مصنوعی در حال بازتعریف توزیع قدرت، انقلاب‌های صنعتی و پویایی‌های اجتماعی است و سیاستگذاری‌های تطبیقی برای ایجاد تعادل میان نوآوری، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی ضروری خواهند بود.