تغییرات گفتمان ژئوپلیتیکی در ترکیه و تاثیر آن بر قلمروسازی در پیرامون
نویسندگان
1 استاد جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم اسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشیار جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم اسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 دانشآموخته دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/igq.2024.378949.1739چکیده
در سالهای اخیر شاهد تغییر عمده در سیاست خارجی ترکیه هستیم به طوری که عناصر ژئوپلیتیک کمالیستی که شامل غربگرایی و حفظ وضع موجود(عدم مداخله و حفظ موازنههای بینالمللی) بود دستخوش تغییرات بنیادین شده است. تغییرات ژئوپلیتیکی اغلب تابعی از تحولات ژئواستراتژیک هستند و تجربه ترکیه نشان داده است که رابطه مستقیمی بین دو وجود دارد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی(به عنوان تحول ژئواستراتژیک) عناصر تعیینکننده در ژئوپلیتیک ترکیه نیز تغییر کردهاند. بر این اساس ترکیه سیاست نگاه به شرق را برگزیده است و در فضاهای پیرامونی خود دست به مداخلات مهم نظامی میزند. بررسی کنشهای ترکیه نشان میدهد که این کشور در فضاهای تجزیهشده پیرامون خود مانند آرتساخ(قفقاز)، شمال عراق، شمال سوریه و مدیترانه شرقی در پی نفوذ سخت است. در فضاهای همزبان نیز به دنبال توسعه نفوذ نرم میباشد. این مقاله گفتمانهای ژئوپلیتیک اصلی در ترکیه به سه دسته کمالیست، اسلامگرا و پانترکیست تقسیمبندی کرده و مدعی شده است که از تلفیق دو روایت اسلامگرا و پانترک، گفتمان نوعثمانیگری به وجود آمده است. دلیل اصلی این سنتز نیز اعتقاد هر دو روایت به امپراطوریگرایی است در حالی که در گفتمان کمالیستی، مرزهای ملّی اولویت داشتند و قلمروسازی درون مرزهای رسمی و چارچوب دولت- ملت صورت میگرفت. ایده کلّی پژوهش حاضر بر این اصل مبتنی است که اردوغان قصد دارد در پی طولانیشدن عصر «گذار ژئوپلیتیکی» منزلت بالاتری را کسب کند تا در آستانه تثبیت نظم جهانی در سلسله مراتب بالاتری قرار بگیرد.