روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل در نظم بینالمللی: از اصول هنجاری تا ملاحظات ژئوپلیتیک (2009 تا 2024)
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 استادیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22034/igq.2025.517869.2033چکیده
روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ تحتتأثیر الزامات ژئوپلیتیکی، ملاحظات اقتصادی و ساختار نظام بینالملل دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. این پژوهش با طرح پرسش «چگونه ساختار نظام بینالملل، منافع ژئوپلیتیکی و وابستگیهای اقتصادی، سیاستهای اتحادیه اروپا را در قبال اسرائیل شکل داده و موجب شکاف میان سیاستهای اعلامی و اجرایی آن شده است؟» تلاش دارد تا از منظر نوواقعگرایی کنت والتز این روابط را تحلیل کند. فرضیه پژوهش این است که با وجود تعهد اعلامی اتحادیه اروپا به راهحل دو دولتی، فشارهای ساختاری نظام بینالملل، وابستگیهای متقابل اقتصادی و راهبردی و نفوذ ایالاتمتحده آمریکا موجب شده است که این اتحادیه در عمل به تقویت موقعیت استراتژیک اسرائیل پرداخته و نقش دیپلماتیک خود را در این مناقشه تضعیف کند. این پژوهش با بهرهگیری از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی آثار منتشرشده پیرامون اتحادیه اروپا، بیانیههای دیپلماتیک، دادههای اقتصادی و گزارشهای بینالمللی را بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهد که علیرغم انتقادات نمادین اتحادیه اروپا نسبت به سیاستهای اسرائیل به دلیل ساختار نظام بینالملل و ضرورت تقویت بینان های دفاعی، همکاریهای اقتصادی، امنیتی و فناوری میان دو طرف تقویتشده و این تناقض، نقش اروپا در روند صلح خاورمیانه را کمرنگ کرده است. در صورت تداوم این روند، اتحادیه اروپا به بازیگری منفعل در سیاست خاورمیانه بدل خواهد شد.