تحلیلی بر تشدید منازعات منطقهای در دوران ابهام قطبیت ساختار سیستم بینالملل: مطالعه موردی غرب آسیا (1991-2019)
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 نویسنده مسئول: دانش آموخته رشته علوم سیاسی، کرمانشاه، ایران
doi
چکیده
قطبیت، اشاره به توزیع قدرت در جامعه بینالمللی و بنابراین توصیف ماهیت سیستم بینالمللی دارد. مهمترین بحث قطبیت، ارتباط بین قطبیت و ثبات سیستم بینالملل است. بدینترتیب، قطبیت ساختار سیستم بینالملل و ارتباط آن با صلح و ثبات سیستم بینالملل و سیستم منطقهای از مسائل مهم درخور پژوهش است. به دلیل اینکه قطبیت، جامعترین و رایجترین مفهوم در پارادایم رئالیستی است؛ بنابراین نگارنده درصدد کاربست نظریه رئالیسم ساختاری کنت والتز و یکی از بحثهای اصلی آن یعنی توزیع قدرت یا قطبیت، برای تحلیل بیثباتی و منازعه در غرب آسیا پس از ساختار دوقطبی دوره جنگ سرد است. براساس نظرات کنت والتز در بحث توزیع قدرت و قطبیت، ساختار دوقطبی دوره جنگ سرد، تا حدودی سیستم باثبات و صلحآمیزی را به ارمغان آورد؛ اما با پایان جنگ سرد و ساختار دوقطبی، غرب آسیا وارد موجی از منازعات متعدد اعم از منازعات بین دولتی، منازعات بینهویتی و منازعات میان دولتها و گروههای غیردولتی شد؛ ازاینرو سؤال اصلی این است که ساختار سیستم بینالملل چه تأثیری بر تشدید منازعات در منطقهی غرب آسیا داشته است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که ابهام در قطببندی ساختار سیستم بینالملل، عامل اصلی در شکلگیری بیثباتی و منازعه در غرب آسیا است. در این مقاله روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و ابزار گردآوری دادهها کیفی است.