نسبت‌سنجی دیپلماسی ایدئولوژیک محور و منافع ملی در منابع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشگاه جامع امام جسین (علیه السلام)، تهران، ایران

2 نویسنده مسئول: استادیار، دانشگاه جامع امام حسین علیه‌السلام، تهران، ایران

doi
چکیده

پژوهش حاضر به تبیین و نسبت‌سنجی میان دیپلماسی ایدئولوژیک اسلامی و دیپلماسی مبتنی‌بر منافع ملی در منابع سیاست خارجی کشورمان می‌پردازد. در فضای رسانه‌ای پس از انقلاب، همواره نوعی تعارض میان دیپلماسی ایدئولوژیک و منافع ملی تصور شده است. برخی معتقدند در صورت پی‌گیری دیپلماسی ایدئولوژیک، منافع ملی تأمین نشده یا در معرض خطر قرار می‌گیرد، درحالی که تبیین دقیقی میان این دو صورت نگرفته است. مسأله اصلی این پژوهش این است که در منابع سیاست خارجی چه نسبتی می‌توان میان دیپلماسی ایدئولوژیک و منافع ملی برقرار کرد؟ ازاین‌رو ابتدا دیپلماسی اسلامی با روش توصیفی ـ تحلیلی و با کمک از روش تحلیل گفتمان، در روابط خارجی تبیین؛ سپس با تدقیق معنای منافع ملی، به نسبت‌سنجی آن‌ها خواهیم پرداخت. در نتیجه می‌توان گفت دیپلماسی اسلامی به‌عنوان یک گفتمان، سه هدف کلی یا خرده‌گفتمان «حفظ بقا و امنیت»، «تعامل عادلانه» و «توسعه نفوذ» را پیگیری می‌کند. چگونگی و موقعیت زمانی انتخاب هر یک از اهداف سه‌گانه را حاکم دینی با استفاده از اصول «اجتهاد»، «مصلحت» و «اهم و مهم» انتخاب می‌کند. ذیل هر یک از خرده‌گفتمان‌ها، تاکتیک‌هایی برای دیپلماسی اسلامی درنظرگرفته شده است. در مقابل، دیپلماسی مبتنی‌بر منافع ملی را مؤلفه «قدرت» و «ثروت ملی» پی‌ریزی می‌کند که در دست‌یابی به اهداف سه‌گانه فوق، ممکن است منطبق‌بر اصول اسلامی یا بر اصولی مانند منفعت‌طلبی، نقض عهد یا مبتنی‌بر استعمار صورت‌بندی شود که درنهایت می‌توان گفت احساس تناقض میان این دو نوع از دیپلماسی از یک تقابل مصنوعی و شیطنت‌آمیز، توسط برخی رسانه‌ها ترویج شده و منافع ملی فی‌الجمله در سیاست خارجی ایدئولوژیک نیز تأمین می‌شود.