مؤلفههای اثرگذار بر تغییر ماهیت شبکه فراقارهای ابریشم در قرون 16م تا 20 م (با تمرکز برنقطة کانونی آن در آسیای مرکزی)
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22034/igq.2024.390723.1757چکیده
شاهراه کهن خشکی که در پایان قرون جدید نام «ابریشم» یافت، میراثدار بیش از دو هزاره نقشآفرینی میان کانونهای مهم تمدنی در جهان است. چنین کارکردی در آغاز قرون جدید به تدریج دگرگون شد، و به تبع آن سرزمینهایی که قرنها شکوه خود را در گرو آن میدیدند نیز متناسب با جغرافیای خود در شرایط جدیدی قرار گرفتند. آنچه تغییرات جادهای را در ژئوپلیتیک آسیای مرکزی به مسالهای برای پژوهش مبدل ساخته، علاوه بر موقعیت متفاوت این سرزمین به عنوان نقطة کانونی و محصور در خشکی جاده ابریشم، اختلافنظر پژوهشگران در خصوص «افول» و «تداوم شکوه» جاده و به تبع آن آسیای مرکزی است؛ در نوشتار حاضر با ورود به این چالش علمی، با اتخاذ روش تحقیقی کیفی، و بهرهگیری از رویکرد تحلیل تاریخی به شیوة گردآوری دادهها از اسناد تاریخی، برای فهم سرنوشت جاده ابریشم و آسیای مرکزی در قرون جدید این مساله را مورد تأمل قرار خواهیم داد که عوامل موثر بر تغییر ماهیت جاده خشکی ابریشم در آسیای مرکزی چه بوده است؟ پاسخ آغازین ما این است که « ظهور قدرتها در درون اوراسیا و در سطح فراقارهای، موجب شکلگیری مسیرهای جدید تبادلی، تحول در هژمونیهای سیاسی و فرهنگی و در نهایت تغییر ماهیت جاده ابریشم و آسیای مرکزی گردید». در حاصل مطالعه به این نکته دست یافتیم که تغییرات فوق گرچه فرصتهای جدید اقتصادی و فرهنگی در اختیار آسیای مرکزی گذاشت اما همگام با رخدادهای داخلی، نفوذ روزافزون روسیه را تشدید نمود و در نهایت غلبة نظامی آن را رقم زد.