جستاری نوین در چگونگی شناخت ژئوپلیتیک گفتمانی کشورها در چارچوب عملکرد اقتصاد سیاسی

نویسندگان

1 استادیار، گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
چکیده

از دهۀ 1980 میلادی با مشاهدۀ ضعف پیش‌بینی‌های ژئوپلیتیک اثبات‌گرا پاره‌ای از محققان ژئوپلیتیک به‌سوی چارچوب‌های نظری جدیدی سوق یافتند که به تجدیدنظر و ارزیابی مجدد در روش‌ها و سنت‌های حاکم بر تفکر ژئوپلیتیک می‌پرداخت. ازجمله رویکردهای ژئوپلیتیک انتقادی، اهمیت‌یافتن جایگاه اقتصاد سیاسی در تولید قلمروخواهی کشورها و واحدهای سرزمینی در مقیاس فراملی و در ترسیم رفتارهای ژئوپلیتیک آنها می‌باشد. این پژوهش با اتخاذ روش‌شناسی فرا اثبات‌گرا به‌دنبال تحلیل چگونگی شناخت کنش‌ها و راهبردهای در چارچوب ژئوپلیتیک گفتمانی مبتنی‌بر عملکرد فرایندهای اقتصاد سیاسی به‌مثابه یکی از مهم‌ترین وجوه جامعه‌شناسی تاریخی است. در این رویکرد، ظهور کنش‌ها، روابط و ساختار ژئوپلیتیک در مقیاس منطقه‌ای و جهانی متأثر از فرایندهای اقتصاد سیاسی درون کشورها مورد مطالعه قرار می‌گیرد. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که ژئوپلیتیک گفتمانی در هر دوره‌ای متأثر از قواعد اقتصاد سیاسی متمایز بوده و براین‌مبنا در هر مقطع تاریخی الگوی متمایزی از کنش‌ها و رفتارهای ژئوپلیتیک توسط کشورها ظهور می‌یابد. دراین‌راستا جهت تبیین کارکرد اقتصاد سیاسی در ظهور ژئوپلیتیک گفتمانی از ابزارهای شناختی به‌ویژه عقلانیت دیالکتیک درجهت تعمیم‌های محدود به زمان معین استفاده می‌شود که به کشف گزاره‌های تفریدی می‌انجامد.