اقتصاد سیاسی سیاست خارجی دولت های نفت محور (با تأکید بر نظریة رابرت کاکس)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده اقتصاد و سیاست، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 استاد رشته روابط بین الملل، دانشکده اقتصاد و سیاست، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ipes.2022.7383.1439چکیده
با توجّه به روند تحوّلات نظام اقتصاد سیاسی جهانی، درک صحیح از مقولة سیاست خارجی کشورهای با نظام اقتصادی نفت محور اهمّیت دوچندان دارد. باوجود پژوهش های بسیاری که در پی شناخت چگونگی شکل گیری سیاست خارجی در این کشورها انجام شده است، تبیین سیاست خارجی این کشورها با توجّه به فراوانی عوامل اثرگذار، بسیار دشوار است؛ امّا بهنظر می رسد نظرات کاکس بستر مناسبی را برای فهم و درک چگونگی شکل گیری سیاست خارجی در این کشورها ارائه می دهد. نوشتار پیش رو این پرسش کلیدی را مطرح می کند که نظام تولیدی نفتمحور چه تأثیری بر سیاست خارجی دولت های نفت محور دارد؟ برمبنای آراء کاکس بهنظر می رسد ساختار تولید نفت محور با ایجاد روابط اجتماعی تولید و پیکربندی دولت، بر شکل گیری سیاست خارجی در این کشورها تأثیری اساسی دارد؛ بهعبارت دیگر کنش سیاست خارجی در این کشورها درادامة روابط اجتماعی تولید و درراستای بازتولید انحصار بهره مندی از نفت قرار دارد. از این رهگذر هدف پژوهش حاضر بررسی و فهم چگونگی رابطة نظام تولیدی نفت محور و سیاست خارجی است. یافته های نوشتار با تأکید بر نظرات کاکس و روش بنیادی اکتشافی، نشان می دهد که منافع و تمایلات طبقات و نیروهای اجتماعی مسلّط در روابط اجتماعی تولید نفت محور، تأثیر اساسی بر کنش سیاست خارجی در کشورهای با نظام اقتصادی نفت محور دارد.