بررسی رابطه بین هوش عاطفی با مدیریت منابع انسانی، رهبری اثر بخش گروه و پیشرفت شغلی
نویسندگان
1 هشئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی
3 هسئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
امروزه تغییرات انطباقی از الزامات اصلی بقا و رقابت موثر محسوب می شوند. سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط پر تلاطم و رقابتی امروز باقی بمانند نیازمند کارکنان و مدیرانی هستند که انطباق پذیر باشند. رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیطهای جدید، ویژگی های خاصی را می طلبد که عموما مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. یکی از مهمترین خصیصه ها که می تواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک نماید هوش عاطفی می باشد. هوش عاطفی موضوعی است که سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجانات و احساسات در توانمندی های انسانی دارد. مدیران برخوردار از هوش عاطفی، رهبرانی موثر هستند که اهداف را با حداکثر بهره وری، رضایتمندی و تعهد کارکنان محقق می سازند. در این مقاله هوش عاطفی و کاربرد آن در گزینش و رشد و توسعه توانایی های شغلی، آموزش و بهبود مدیریت منابع انسانی تبیین شده است.