تحلیل جایگاه دیپلماسی آموزشی جمهوری اسلامی ایران در اشاعه الگوهای هویتی
نویسندگان
1 گروه روابط بین الملل، واحد بین المللی اروند، دانشگاه آزاد اسلامی، آبادان، ایران
2 گروه روابط بینالملل، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2026.580234.4428چکیده
دیپلماسی آموزشی بهعنوان یکی از ابعاد نوین دیپلماسی عمومی، در سالهای اخیر به ابزاری اثرگذار در پیشبرد منافع ملی و بازنمایی هویت دولتها در نظام بینالملل تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ایران نیز با اتکا به ظرفیتهای فرهنگی، تمدنی، دینی و علمی خود، از این ابزار در جهت تقویت نفوذ نرم و اشاعه الگوهای هویتی بهره گرفته است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش آن است که دیپلماسی آموزشی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی در فرآیند اشاعه و نهادینهسازی الگوهای هویتی در عرصه بینالمللی دارد و از چه سازوکارهایی این هدف را دنبال میکند؟ در پاسخ، فرضیه پژوهش بیان میدارد که دیپلماسی آموزشی جمهوری اسلامی ایران، از طریق بهرهگیری هدفمند از ابزارهایی همچون جذب دانشجویان خارجی، اعطای بورسیههای تحصیلی، توسعه فعالیتهای دانشگاهی برونمرزی و ترویج زبان و فرهنگ فارسی ـ اسلامی، قادر است به بازتولید و تثبیت الگوهای هویتی و تقویت نفوذ نرم کشور در سطوح منطقهای و فرامنطقهای یاری رساند؛ هرچند میزان تحقق این امر به وجود راهبردی منسجم و هماهنگی نهادی وابسته است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه قدرت نرم جوزف نای و رهیافت سازهانگاری در روابط بینالملل است که بر نقش هویت، گفتمان و جاذبه فرهنگی در رفتار بازیگران بینالمللی تأکید دارند. یافتهها نشان میدهد که دیپلماسی آموزشی ایران از ظرفیت قابلتوجهی برای انتقال معنا و ارزشهای هویتی برخوردار است، اما چالشهایی نظیر ناهماهنگی نهادی، محدودیتهای ساختاری و فشارهای سیاسی بینالمللی، کارآمدی آن را با محدودیتهایی مواجه ساخته است.