سیر برهان صدیقین و تحول خداشناسی فلسفی
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشگاه شاهد
2 هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی داحد تهران مرکز
3 هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22054/rjqk.2011.5543چکیده
برهان صدیقین نمونه خوبی است از مباحث فلسفی که سیر تحول آن بیانگر ژرفنگری فیلسوفان مسلمان در ابداع و ارائه ملاک دقیق در نزدیکتر شدن به آموزه دینی « خدا را به خدا شناختن» می باشد. تلاش ابن سینا ارائه برهان مبتنی بر وجودشناسی به هدف بی نیازی از مبادی تصوری جهان شناختی بود. صدرا معتقد است برهان ابن سینا فقط ابتنای بر مبادی وجود شناختی ندارد، زیرا وی از امکان ماهوی نیز بهره برده است. برهان شیخ اشراق مبتنی بر مبادی جهان شناختی است، درحالی که براهین پیروان ابن عربی بر اساس شهود عرفانی وحدت است. تلاش ملاصدرا برای رسیدن به برهانی که فقط مبتنی بر وجودشناسی باشد، به جایی نرسیده، زیرا چهارچوب فکری او اندیشه در « وجود - ماهیت» بوده است. علامه طباطبایی با کنار گذاشتن چهارچوب فکری « وجود -- ماهیت»، سعی در اقامه برهانی نمود که مبتنی بر مبادی جهان شناختی و اصول وجود شناختی نباشد، بلکه فقط بر نفی شکاکیت و اثبات اصلی واقعیت استوار باشد.