درس آموختههای تحلیل تطبیقی راهبردهای ایالاتمتحده و فرانسه در حکمرانی هوش مصنوعی برای جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی
2 دانشجوی دکتری دانشگاه عالی دفاع ملی
3 دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/rahbord.2025.542214.1850چکیده
ایالاتمتحده و فرانسه بهعنوان دو بازیگر کلیدی با تعلق به منظومههای گفتمانی متمایز (لیبرالیسم بازارمحور آمریکایی و قارهگرایی قانونمحور اروپایی) رویکردهایی متفاوت در حکمرانی هوش مصنوعی اتخاذ کردهاند که بازتابی از رقابت راهبردی بر سر معماری نظم آینده فناوری محسوب میشود. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد تحلیلی - تطبیقی و روش کیفی مبتنی بر تحلیل اسناد رسمی، راهبردهای ملی و چارچوبهای سیاستگذاری، به بررسی و مقایسه تحولات و اقدامات ایالاتمتحده و فرانسه در بازه زمانی ۲۰22 تا ۲۰۲۵ میپردازد. نوآوری این مطالعه در آن است که با تلفیق تحلیل مفهومی و بررسی ساختاری - نهادی، شکافهای راهبردی دو مدل حکمرانی را شناسایی و پیامدهای بینالمللی آنها را در شکلدهی به قواعد جهانی هوش مصنوعی تبیین میکند. یافتهها نشان میدهد ایالاتمتحده با تأکید بر پویایی بازار، خودتنظیمی صنعت و نقش تسهیلگر دولت، الگوی حکمرانی منعطف و نوآورانهای را دنبال میکند و از طریق نفوذ شرکتهای پیشرو و استانداردهای صنعتی، میکوشد مدل سبکتنظیم خود را در مقیاس جهانی تعمیم دهد. در مقابل، فرانسه در همسویی با اتحادیه اروپا، بر تنظیمگری پیشدستانه، سیاست صنعتی فعال و سرمایهگذاری کلان تمرکز دارد و الگویی قانونمحور و ارزشمدار را پیش میبرد که هدف آن صیانت از حاکمیت فناورانه و توسعه مسئولانه هوش مصنوعی است. نتایج تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که این دو رویکرد، افزون بر تفاوت در فلسفه حکمرانی فناوری، در ساختار نهادی، شیوه تعامل با بخش خصوصی، میزان مداخله دولت و نوع مشارکت در ابتکارهای چندجانبه، واجد واگراییهای معنادار هستند.