زوال بومسازگان زاگرس به مثابه مسئله عمومی ملی و چارچوب سیاستهای ممکن برای علاج آن
نویسندگان
1 عضو هیئت مدیره موسسه شمیم جنگل ایران
2 عضو هیئت علمی گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران
doi
10.22034/rahbord.2025.535664.1832چکیده
چکیدهی سیاستیدر سالهای اخیربه دلایل مختلف انسانی و طبیعی و ضعف مدیریت، بومسازگان زاگرس رو به زوال نهاده و مطالبهی بخش وسیعی از جامعه در مورد سرنوشت جنگلها، آن را به یک مسئله عمومی تبدیل نموده که در دستور کار سیاستگذاران است. اما چگونگی حل مساله روشن نیست. هدف این مقاله ارایهی پیشنهادی سیاستی برای پایداری جنگلهای زاگرس بر اساس روششناسی نظریهی دادهبنیاد است. یافتهها نشان داد که زوال جنگلهای زاگرس پدیدهای چند وجهی است و علاج بخشی آن نیازمند شناخت ابعاد و ارتباط پویای میان آنها است. فروپاشی نظام سنتی و ضعف نظام دیوانی مدیریت جنگل، مهمترین علت جنگلزدایی و تخریب جنگلهای زاگرس است. وضعیت حاکم بر عرصه نشان دهنده، وابستگی معیشتی شدید ناشی از فقر و توسعه نیافتگی و مسائل اجتماعی -اقتصادی متعدد است که بیش از ظرفیت قابل تحمل بومسازگان و موضوعی فراجنگلداری است. چهار توصیهی سیاستی شامل تغییر در فرآیند و ساختار سیاستگذاری با رعایت اصول حکمرانی مطلوب؛ اجرای برنامه حفاظت و مدیریت مشارکتی بومسازگان زاگرس؛ ایجاد سازوکار اجرایی نظاممند، پویا و مسئلهمحور با حضور ذینفعان کلیدی؛ تاسیس صندوق ملی حفاظت از بومسازگان زاگرس ارایه شده است. جنگلداری اجتماعی نمیتواند همچون نوشدارو، تمامی مشکلات زاگرس را حل نماید بلکه میتواند در مناطق مستعدی به کار گرفته شود که مسایل اجتماعی– اقتصادی پیچیده ندارند. احیای اکوسیستم زاگرس نیازمند بازآفرینی ساختارهای مدیریتی اجرایی و تامین منابع مالی است که فرصتهای شغلی و منافع مالی و اقتصادی بلندمدتی برای منطقه و کشور ایجاد مینماید که عموم جامعه، بهخصوص گروههای آسیبپذیر و فقرا از آن بهرهمند میشوند.