ظرفیت نظری رهیافت قابلیت آمارتیا سن برای مقوله شهروندی

نویسندگان

1 دکتری علوم سیاسی، دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استاد علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22631/isih.2017.2039.2561
چکیده

رهیافت قابلیت آمارتیا سن، هرچند بحث اولیه خود را از حوزه رفاه و اقتصاد شروع کرده است، ولی به‌سرعت به دیگر حوزه‌های دانشگاهی (حوزه‌های اجتماعی و انسانی) گسترش یافت. این رهیافت در بسیاری از حوزه‌های تخصصی به‌کار رفته و کاربردی شده است. با وجود بسط رهیافت «قابلیت» در حوزه‌های علوم اجتماعی و دانش سیاسی، ورود آن به حوزه شهروندی و بسط نظری آن در این فضا، مهجور واقع شده است.هدف اصلی این مقاله پاسخ به این پرسش است که آیا رهیافت قابلیت، از مؤلفه‌های لازم برای تدوین یک نظریه شهروندی برخوردار است؟ ازآنجاکه همه سنت‌های شهروندی دارای دو مقوله حق و مسئولیت هستند، در صورت وجود این دو مفهوم در رهیافت قابلیت به‌گونه‌ای که نسبت بین آن‌ها بتواند رابطه فرد با جامعه و دولت را توصیف کند، می‌توان ادعا کرد که رهیافت قابلیت آمارتیا سن به‌صورت بالقوه، مقوله شهروندی را نیز دربر می‌گیرد. در این مقاله مشخص شده است که این رهیافت با تأکید بر مؤلفه‌هایی مانند «حق اخلاقی» و «مسئولیت متعهدانه»، از ظرفیت لازم برای تدوین مقوله «شهروندی قابلیتی» برخوردار است.