بازتعریف گفتمان کارآمدی در حکمرانی و نقش طراحی خطمشی در تحول مفهومی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دکتری تخصصی، استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/rahbord.2025.521532.1810چکیده
مفهوم کارآمدی در گفتمان مسلط سیاستگذاری ایران، عمدتاً در چهارچوبی برایندی، کمّینگر و تکنوکراتیک بازنمایی شده است؛ چهارچوبی که سیاست را کنشی ابزاری برای تحقق اهداف از پیش تعیینشده تلقی میکند و نسبت به فرایندهای معناساز، تعاملی و یادگیرنده بیاعتنا است. این مقاله با هدف بازخوانی انتقادی حول تلقی تثبیتشدهای از کارآمدی، به این پرسش میپردازد که طراحی خطمشی چگونه میتواند در مقام کنشی معناساز مبتنیبر ابعاد گفتمانی، بازتابی و ظرفیتساز، بستری برای بازتعریف مفهومی کارآمدی و تحول در منطق سیاستگذاری فراهم آورد. چهارچوب نظری مقاله مبتنیبر تلفیق سه رهیافت طراحی بازتابی، طراحی گفتمانی و طراحی ظرفیتساز است. روش پژوهش، تحلیل مفهومی-تفسیری در سنت گفتمانپژوهی سیاستی است که با منطق مطالعه موردی تبیینی، چهار تجربه سیاستی در ایران را واکاوی میکند: برنامههای توسعه، طرح مسکن مهر، سیاست ارز ترجیحی و طرح تحول سلامت. تحلیل صورت گرفته نشان میدهد که سیاستهایی با طراحی اقتدارگرایانه و برایندی، به سبب انسدادهای مفهومی، غیبت سازوکارهای یادگیری و ناتوانی در تولید معنا، به بازتولید ناکارآمدی ساختاری منجر شدهاند. در مقابل، تجربه آغازین طرح تحول سلامت نشان میدهد که طراحی سیاست، اگر در قالب کنشی مشارکتی، تفسیری و معناساز صورت گیرد، میتواند زمینهساز گسست گفتمانی و خلق روایت بدیل از کارآمدی باشد. در نهایت یافتهها حاکی از آن است که عبور از بحران مشروعیت و ناکارآمدی مزمن، نه از طریق اصلاح ابزارها، بلکه از رهگذر برساختگرایی مفهومی و ارتقای طراحی سیاست به سطح کنش ارتباطی در بستر گفتمان حکمرانی ممکن است.