چالشهای همکاری دولتها در نظام حکمرانی زیستمحیط جهانی
نویسندگان
1 استاد روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 پژوهشگر پسا دکترای روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
چکیده
گستردگی و ماهیت مرزگذر مسائل زیستمحیطی از یکسو و اجماع معرفتی مبنی بر فوریت تهدیدهای ناشی از تخریب محیطزیست از سویی دیگر، کشورها را در چند دهه اخیر به این واداشته تا در چارچوب موافقتنامههای چندجانبه، رژیمهای متعددی برای تدبیر مسائل زیستمحیطی تعبیه کنند. با این حال عملکرد این رژیمها از لحاظ میزان انطباقپذیری و رعایتپذیری بهاستثنای چند مورد، چندان کارآمد و مؤثر نبوده است. هدف مقاله حاضر پاسخگویی به این سؤال است که چرا با وجود آگاهی فزاینده جامعه جهانی در مورد تهدیدات ناشی از تخریب محیطزیست، همکاری دولتها در عمل با چالش روبرو بوده است؟ یافتههای پژوهش گویای این موضوع است که جایگاه متفاوت کشورها در نظام بینالملل، موجب شکلگیری نظامهایی مختلف از همبستگیهای شناختی و هویتهای جمعی در میان کشورها شده که نتیجه آن تفاوت در ارجحیتهای آنهاست. در حالیکه در نزد کشورهای توسعهیافته مشکلاتی مثل آلودگی هوا، کاهش لایه اوزون و خطر از بینرفتن تنوعزیستی در اولویت است، دغدغه کشورهای درحالتوسعه دستیابی به توسعه پایدار و ریشهکنی فقر است. چنین وضعیتی موجب کاهش در میزان نهادینگی ارزشهای زیستمحیطی و به تبع آن ناکارآمدی رژیمهای بینالمللی برای رفع این تهدیدات شده است. روش تحقیق مبتنی بر استدلال شرطی خلاف واقع یا برهان خلف است. نتیجه کلی مقاله این است که با تغییر انگارههای مربوط به طبیعت و محیطزیست و نیز اعمال اصلاحاتی در سازوکارها و روندهای حاکم بر نظام تصمیمگیری میتوان به بهبود کارآمدی رژیمهای زیستمحیطی کمک کرد.