چشمانداز خروج آمریکا از غرب آسیا در پرتو سیاست راهبردی منطقهای
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری رشته مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی(گرایش آینده پژوهی)، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 استادیار گروه علوم سیاسی و مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3 استاد گروه علوم سیاسی و مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
چکیده
آمریکا به عنوان مهمترین کنشگر فرامنطقهای نفوذ زیادی در غرب آسیا پیدا کرده و ائتلافهای نظامی و امنیتی متعددی با دولتهای درونمنطقهای منعقد ساخته است. روندهای نوظهوری نظیر افزایش روز افزون قدرت چین و شکوفایی نفت شیل در آمریکا منتج به تولید فرض کاهش اهمیت غرب آسیا برای این کشور و متعاقباً تشدید روند خروج شده است. مسئله اصلی پژوهش واکاوی پنداره خروج آمریکا از غرب آسیا در سپهر اهداف و راهبردهای منطقهای است. هدف محوری پاسخگویی به این سوال است که آیا آمریکا در پرتو سیاست راهبردی منطقهای، قصد خروج از غرب آسیا را دارد؟ فرضیه پژوهش این است که اهداف آمریکا در غرب آسیا از قاعده پابرجایی پیروی کرده و تغییر محسوسی نیافته است، اما راهبرد جنگ پیاده نظام و دخالت مستقیم به دلیل فرسایشی بودن، هزینه زیاد و فرجام نامشخص، به سمت راهبرد هوابرد و عملیات نقطهای، مداخله غیرمستقیم و درگیر ساختن بازیگرن منطقهای سوق پیدا کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که اهداف آمریکا از جمله امنیت اسرائیل، کنترل قیمت و کریدورهای انرژی، سد نفوذ چین و روسیه، تجارت جنگ و تسلیحات و سد نفوذ ایران و جستارگشایی از راهبردهایی نظیر موازنهسازی فراکرانهای، شبکهسازی پایگاهی، طعمهگذاری، آتشبیاری معرکه، عملیات پهپادی، تشکیل ناتوی عربی و تجزیه و تسخیر نه تنها نشانگر قصد خروج نیست، بلکه حاکی از تلاش جهت حضور بلندمدت است. روش پژوهش کیفی بوده و از رویکرد تحلیل اسنادی بهره برده شده است.