تحلیل ژئوپلیتیک انتقادی از منظر رئالیسم انتقادی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

4 استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
چکیده

ژئوپلیتیک انتقادی از رویکردهای تاثیرگذار در ژئوپلیتیک، در دهه‌ی ۱۹۸۰ مطرح شد. به نظر می‌رسد که ژئوپلیتیک انتقادی به لحاظ فلسفی، فروکاست‌گرایانه و از همین رو برای تبیین ژئوپلیتیکی نابسنده است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی و نظری است که از روش تحلیل فلسفی(استدلال عقلانی)، و منابع کتابخانه‌ای استفاده می‌کند. هدف، تبیین و نقد بنیان‌های هستی‌شناسانه‌، شناخت‌شناسانه و روش‌شناسانه‌ی ژئوپلیتیک انتقادی است. ابتدا تبیینی نسبتاً جامع از ژئوپلیتیک انتقادی از دید ژئوراید اتوتایل و سیمون دالبی ارائه می‌شود. سپس مولفه‌های فلسفه‌ی علمِ رئالیسم انتقادی روی باسکار به عنوان مبنای نظری مکمل معرفی می‌شوند. در نهایت بر مبنای رئالیسم انتقادی (استعلایی) به تبیین و نقد ژئوپلیتیک انتقادی پرداخته می‌شود. نشان داده می‌شود که ژئوپلیتیک انتقادی دارای یک هستی‌شناسیِ ایده‌آلیستی و ذهنیت‌محور، شناخت‌شناسی پساساختارگرایانه و روش‌شناسی هرمنوتیکی است. این رویکرد دارای نوعی نگاه نقادانه‌ی صرف(برآمده از واسازی دریدا و قدرت‌ـ‌دانش فوکو) است بی‌آنکه شناخت دقیقی از موضوع مورد مطالعه‌اش ارائه کند