سیاست هویت و جنسیت در ایران معاصر با تأکید بر اشعار شاملو
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22035/isih.2016.227چکیده
سیاست هویت امروزه به یکی از مهم ترین ابزارهای تحلیلی متفکران علوم اجتماعی تبدیل شده و معطوف به ایستارهای سیاسی و علایق گروههای اجتماعیای است که عمدتاً بر پایه جنسیت، نژاد، قومیت و یا مذهب شکل گرفتهاند. نگرش به جنسیت زن یکی از مهمترین طیفهای قابل بررسی است. این تحولِ شناختی، منبعث از تغییرات بنیادین اجتماعی است و فهم آن متضمن بررسی سویههای روششناختی آن در ادبیات سیاسی است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که تغییر مفهوم جنسیت در ادبیات سیاسی ایران چه تأثیری بر شکلگیری سیاست هویت در ایران داشته است. برای پاسخ به این سؤال، مقاله حاضر میکوشد با تمرکز بر مطالعات گفتمانی، بهویژه تحلیل گفتمان انتقادی، و کاربست مدل فرکلاف بر اشعار شاملو به شکلگیری این سیاست هویت بپردازد. فرضیه این است که از عصر مشروطه به بعد جامعه ایران بهتدریج به سوی درک جدیدی از مفهوم جنسیت حرکت کرده که همین امر موجب مفصلبندی جدیدی از سیاست هویت در ایران شده است. جلوهگاه اصلی این سیاست را باید در ادبیات، بهویژه، ادبیات سیاسی جست که به واسطه فقدان نهادهای مدنی در ایران همواره محمل اندیشهورزی بوده است.