مطالعات میانرشتهای و تکثر روششناختی: برخی ملاحظات و پیشنهادها
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تهران، ایران.
doi
10.22035/isih.2016.216چکیده
گذر از رشته به میانرشته، علاوه بر کثرتگرایی معرفتشناختی، دلالت بر نوعی کثرتگرایی روششناختی نیز دارد. آنگاه که امکان برداشتهای متنوع و غیراختصاصی امری بدیهی فرض میشود و میانرشتگی شکل میگیرد، ابزار روش نیز متغیر و دگرگون میشود. از این نظر، میانرشتگی حاوی دو تغییر مهم در نظام معرفت است: از یک سو مرزهای ادعایی یا تصوری هر رشته یا دانش خاص از سوی مفاهیم و متغیرهای رشته یا دانش دیگر در نوردیده میشود؛ و از سوی دیگر، روشهای پژوهش و آموزش نیز از یک رشته به رشته دیگر مهاجرت میکنند. اما این دو تغییر، اگر با مبنایی محکم و معیارهایی از پیشتدوینشده صورت نگیرد به جای اثربخشی، به آشفتگی ذهنی و آشوب روشی منجر میشود. این مقاله گذر از رشته به میانرشته را با عطف توجه به دو چالش بالا و با نگاه به پیامدهای آن در جامعه علمی ایران، به بحث میگذارد.