الگوی بازآفرینی پایدار کیفیت گرای بافتهای نابسامان شهری (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhgr.2023.351348.1008567چکیده
در فرایند توسعه شتابان شهرها مفهوم کیفیت زندگی شهری حلقهای مفقوده در همه وجوه زندگی شهری است. یکی از پرچالشترین مباحث مطرح در چند دهه اخیر، موضوع بازآفرینی شهری و حل چالش بافتهای فرسوده و نابسامان شهری است. دغدغه و مسئله اصلی سیاست و رویکرد بازآفرینی پایدار ارتقاء کیفیت زندگی و رفاه شهروندان است. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین سیاست بازآفرینی پایدار و ارتقاء کیفیت زندگی شهری و چگونگی تأثیرات آن و ارائه الگویی جهت اقدام در بافتهای نابسامان شهری میباشد. روششناسی پژوهش روش تحلیلی- تبیینی با استفاده از مدل تحلیل مسیر و معادلات ساختاری با نرمافزار SPLS استفادهشده است. بافت فرسوده و نابسامان شهر کرمانشاه با 1228 هکتار در حدود 33/12 درصد از کل بافتهای شهر کرمانشاه را در بر گرفته است. یافتههای حاصل از تحلیل مسیر نشان میدهد، از میان ابعاد بازآفرینی پایدار، بعد اجتماعی، کالبدی و اقتصادی بیشترین تأثیرگذاری را داشته و همچنین در مؤلفه کیفیت زندگی شهری، بعد کالبدی- زیرساختی بیشترین اثر مستقیم و بعد اقتصادی بیشترین اثر کلی را بهصورت اثر مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت زندگی شهری داشته است. در این پژوهش به بررسی تأثیر کلی تمام ابعاد بازآفرینی پایدار بر کیفیت زندگی شهری در شهر کرمانشاه با ضریب تأثیر 594/0 و مقدار R2 آن برابر 2/35 درصد از تغییرات متغیر وابسته (کیفیت زندگی شهری) بهواسطه بازآفرینی پایدار شهری تبیین شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد، بازآفرینی پایدار شهری بر کیفیت زندگی شهری تأثیر معنادار و مثبتی دارد. بازآفرینی پایدار کیفیتگرای شهری با رویکردی اجتماعمحور، جامع و یکپارچه با تأکید بر مقوله کیفیت زندگی بهعنوان یک دستور کار شهری جدید میتواند برنامه مناسبی برای پاسخگویی به نیازهای کنونی شهر و شهروندان باشند.