نظم‌پذیری جمعی درون خانواده: پدیده محوری در تأثیرپذیری عملکرد اقتصادی از آموزه‌های اسلامی: مطالعه‌ای براساس نظریه زمینه‌ای

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد.

4 استاد گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد‏

doi
10.7508/isih.2016.29.003
چکیده

این مقاله درصدد است با رویکرد تفسیرگرایانه و با استفاده از رهیافت چندعلتی، عوامل مؤثر بر میزان اثرگذاری آموزه‌های اقتصادی اسلام در کنش اقتصادی خانواده مسلمان را شناسایی کند. روش مقاله کیفی و در چارچوب «نظریه‌پردازی داده‌بنیاد» است. با توجه به ماهیت میان‌رشته‌ای موضوع، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با تعدادی از صاحب‌نظران «اقتصاد اسلامی»، متخصص در تبیین «رفتار مصرف‌کننده مسلمان»، و صاحب‌نظران علوم تربیتی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، در مباحث مربوط به «چگونگی اثر ارزش بر کنش»، ابزار این مطالعه بوده است. نمونه، به‌صورت هدفمند و همراه با روش «گلوله برفی» انتخاب شده و مصاحبه‌ها تا حد اشباع نظری انجام شد. یافته‌های به‌دست‌آمده از تحلیل داده‌ها در این سه مرحله نشان می‌دهد که هم‌افزایی  کیفیت بالای انتقال آموزه از سوی نهادهای آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی، قدرت درک آموزه از سوی اعضای خانواده، فرصت‌سازی و فرصت‌یابی تربیتی درون خانواده، کیفیت منبع تأمین معیشت خانواده و اعتقاد راسخ به نظام پاسخ‌گویی در آخرت می‌توانند منجر به «نظم‌پذیری جمعی درون خانواده» شوند. این نظم جمعی، از عوامل «زمینه‌ای» و «ساختاری» تأثیر پذیرفته و از حالت «قاعده‌مندی» به «صلاحدیدی» تبدیل می‌شود. نوآوری این مقاله، نگاه عمیقی است که به چگونگی شکل‌گیری رفتار اقتصادی در درون خانواده داشته است.